آشنایی با آداب و رسوم مردم دلیجان در ایام نوروز



 

 
مردم شهرستان دلیجان نوروز را همزمان و همگام با مردم سراسر کشورمان با شور و هیجان بسیار، جشن می‌گیرند و همه سعی در هر چه با شکوهتر برگزار کردن آن دارند.
 

یکی از رسوم گذشته در منطقه هله هله بود و به این صورت اجرا می‌شود که پنجاه روز به عید نوروز مانده، عده‌ای از جوانان در حالی که کیسه‌ای روی دوش خود دارند، جمع شده و یکی از آنها لباس زنانه پوشیده و دیگری به نقش تکه (بز نر) درمی‌آید و زنگوله‌های زیادی به کمر خود می‌بندد سپس در شهر به راه می‌افتند و با سر و صدا و شادی چنین می‌خوانند:

 

هله هله هو هو یعنی صد روز به جمع آوری غله(گندم و جو) مانده است و اهالی شهر از خانه بیرون می‌آیند و هر چیزی در خانه دارند از قبیل کشک، روغن، آرد، کشمش، نخود، پول و ... در کیسه آنها می‌ریزند.

 
  • خانه تکانی
 

از ۱۰ تا ۲۰ روز قبل از فرا رسیدن عید زنان به نظافت خانه و اثاثیه منزل می‌پردازند، تا غبار یک‌ساله را از سر و روی خانه بزدایند.

 

دربرخی از مناطق شهرستان زنان خاک سفیدی را که از دامنه کوه‌ها و دشت‌های اطراف می‌آورند با آب مخلوط کرده و با ملاقه به دیوارها و سقف خانه می‌پاشند تا سفید شود.

 
  • خرید نوروزی
 

در گذشته پدر خانواده و یا پدر و مادر به اتفاق هم با شتر یا الاغ و یا اسب و قاطر از یک تا دو هفته قبل از فرا رسیدن نوروز به شهرهای قم و کاشان سفر می‌کردند و برای تک تک اعضاء خانواده به تناسب نیاز و وسع مالی خود، کفش و کلاه و پوشاک نو تدارک می‌دیدند.

 
  • چهارشنبه سوری
 

در این شهرستان همانند همه نقاط کشور مراسم چهارشنبه سوری برگزار می‌شده و در این مراسم می‌گفتند:
سرخی تو از من، زردی من از تو، درد و مرض من از تو، شادی تو از من

 
  • علفه(عرفه)
 

علفه به آخرین پنجشنبه سال گویند. در شب علفه زنان دسته‌های علف را از سر در خا‌نه‌ها آویزان می‌کردند و معتقد بودند که اسب اسفندیار می آید و آنها را می‌خورد، انجام این کار را خوش یمن می‌دانستند.

 

همچنین کوزه نویی را آب کرده و بر پشت بام خانه خود می‌گذاشتند و معتقد بودند اموات صاحبخانه آب کوزه را می‌خورند.

 

 

از دیگر کارهایی که در شب علفه انجام می‌دادند پختن حلوا با روغن پاک(حیوانی) بود که همراه با چند عدد نان شاته در مجمعه(سینی) می‌گذاشتند و خیرات می‌کردند، افردی که از حلوا می‌خوردند به نیت شادی روح اموات صاحب خیرات فاتحه می‌خواندند.

 
  • تدارک شب عید
 

زنان با تهیه تنقلات و پخت شیرینی به استقبال نوروز می‌رفتند. از جمله این که گندم و شاه دانه و کنجد را بو داده با سنجد و گردو و هسته زردآلو و بادام که از قبل شیرین کرده بودند مخلوط کرده به عنوان تنقلات ایام عید استفاده می‌کردند.

 

باسلق، حلوا سلیجه، جوز قند نیز از شیرینی‌های عید نوروز است.

 
  • سفره هفت سین
 

سفره هفت سین همانند تمامی نقاط کشور با انواع میوه‌ها چیده می‌شد.

 
  • عید دیدنی
 

پس از چند ساعت از گذشت تحویل سال، عید دیدنی را شروع کرده و ابتدا برای عید دیدنی نزد پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ و بزرگان فامیل خود می‌رفتند، سپس به منزل همسایگان و اقوام و فامیل می‌رفتند، اشخاصی که در سال گذشته به دلیل از دست دادن عزیزانشان داغدار بودند نیز فراموش نشده و از آنان نیز دیدن می‌کردند و به هنگام عید دیدنی برای یکدیگر سالی خوب و پر خیر و برکت آرزو می‌کردند، همچنین به تازه عروس‌ها و تازه دامادها هدایایی از قبیل: پارچه، گوسفند، پول و ... می‌دادند که هنوز نیز این رسم ادامه دارد.

 
  • آش اسفندی
 

در روز سوم نوروز زنان خانه‌دار دلیجانی اقدام به پخت آش اسفندی می‌کردند که در تهیه این آش بیش از ۴۰ نوع مواد استفاده می‌شد که از جمله آن استفاده از کلیه حبوبات است که بسیار پر طرفدار بوده و خواهان زیادی برای صرف و خوردن داشته است که اکنون متاسفانه فقط اندکی از زنان روش پختن آن را در نزد خود دارند.

 
  • هیدله بایی
 

هیدله بایی، بازی‌ای بود که در اواخر اسفند ماه و پیش از نوروز برپا می‌شد.

 

پسرها و دخترها دست هم دیگر را می‌گرفتند و گرد هم می‌ایستادند و پس از آن که یکی استاد می‌شد، لی لی کنان و دایره‌وار می‌چرخیدند و اشعاری را که استاد می‌گفت و در این زیر هم ذکر شده است را با گفتن هیدل پاسخ می‌دادند:

 

هیدل بایی/ هیدل دسد و تلایی / هیدل شیشه به دوشی /هیدل الی باشوشی(شوهرکنی)/هیدل
هیدل بایی/هیدل و پی در پی آنرا بازگو می‌کردند.

 
  • سیزده بدر
 

مردم دلیجان روز سیزدهم فروردین را نحس می‌دانند و برای بیرون بردن نحوست از خانه، به دامنه کوه و دشت و صحرا می‌رفتند و بنا به میل خود ناهار را که بیشتر قرمه سبزی است و یا عصرانه که آش است را به همراه می‌بردند و پس از صرف ناهار به انجام بازی‌های محلی روی می‌آوردند.

 
  • اعتقادات و باورها درباره نوروز و سیزده بدر
 

اگر در شروع سال جدید چیزی از همسایه بگیرند تا آخر سال به آن چیز محتاج خواهند شد. برای شب عید نان زیادی می‌پختند به این نیت که تا پایان سال نان برایشان مهیا باشد.

 

سپردن سبزه عید در روز سیزده بدر به آب رودخانه، آویزان کردن علف از سر در خانه در شب عرفه و گره زدن سبزه و گیاهان در روز سیزده بدر توسط دختران دم بخت و زنان نازا و ...

 

ویژگی‌های تاریخی دلیجان؛

 

شهرستان دلیجان از مناطق قدیمی است، در مورد وجه تسمیه دلیجان دو نظر وجود دارد:

 

الف) دیلگان یا دلیگان یا دلیجان، مکان یا روستا و یا شهر میانی یا به تعبیری دیگر می‌توان گفت دلیگان برابر است با محل زندگی دلاوران.

 

ب) در گذشته دلیجان‌ها و گاری‌های مسافری، چند روزی را در این ناحیه اقامت می‌کرده‌اند، همین امر سبب آبادی آن شده است و نام دلیجان ماخوذ از همین گاری‌ها و دلیجان‌هاست.

 

دلیجان پیشتر شهری بسیار بزرگ بوده و چهار دروازه در چهار سویش گستردگی آن را نشان می‌داده است، در المعجم البلدان از دلیجان به بلده یاد شده است، در کتاب زینت المجالس نیز آمده است که «دلیجان شهری وسط بوده و اکنون قصبه‌ای است که قریب هزار خانه در او باشد و در قدیم بیست پارچه ده از توابع او بوده است.»

 

لیکن این شهر بر اثر عواملی چون سیل گیر بودن، جنگ، بروز قحطی، کم شدن آب و فشار شدید مالیاتی، بازدید حاکمان و نداشتن حاکم مستقل و تلاشگر، ویران و از وسعت آن کاسته شده است.

آبادان و خرمشهر؛ میعادگاه عاشقان

خبرگزاری فارس: آبادان و خرمشهر از جمله شهرهای منحصر به‌فرد کشور محسوب میشوند که دارای جاذبه‌های زیادی هستند که از جلوه‌های معنوی آغاز و تا جاذبه‌های طبیعی ادامه مییابد.
به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب خوزستان، آبادان و خرمشهردر جنوب غربیترین نقطه ایران قرار دارند این دو شهر به دلیل برخورداری از زیرساخت‌های لازم مانند فرودگاه، راه‌آهن، بنادر و پالایشگاه همواره از پراهمیت‌ترین شهرهای کشور بوده‌اند.
آبادان و خرمشهر با فاصله 15 کیلومتری از یکدیگر قرار دارند و شاید در نظر اول این دو شهر متصل به یکدیگر دیده شوند.
این دو شهر به دلیل قرار گرفتن رودها در دور تا دور خود به عنوان جزیره شناخته میشوند.
کارون، اروند و بهمنشیر روهایی هستند که با عبور از این شهرها سواحلی زیبا و دل‌انگیز را به وجود آورده و به خلیج فارس میریزند.
این دو شهرها به دلیل مجاورت رودها و خلیج فارس دارای آب و هوایی گرم بوده و تابستان‌های بسیار گرم همراه با رطوبت بالا و زمستان‌های همراه با آب و هوای معتدل آنها به شهرهای دو فصلی معروف کرده است.
در ایام نوروز نیز به دلیل آب و هوای بسیار مطبوع و دل ‌انگیز بهاری گردشگران زیادی از داخل و خارج کشور به آبادان و خرمشهر سفر میکنند.
مردم آبادان و خرمشهر به طبع دیگر مردم جنوب ایران مردمی خون‌گرم و مهمان نواز هستند.  آداب و رسوم  مردم نیز در مراسم و اعیاد مختلف متفاوت است به ‌گونه‌ای که علاوه بر عید نوروز، عید فطر را نیز به طرز باشکوهی برگزار میکنند.
علاوه براین مردم این‌شهرها در ایام هشت سال دفاع مقدس نیز با مقاومت و ایثار دین خود را به کشور و اسلام ادا کرده و این مرزداران اکنون به رغم صدمات دیده شده از جنگ تحمیلی همچنان با قدرت و مقاومت در راه اعتلای کشور تلاش میکنند.
اما آبادان و خرمشهر در طول سالیان گذشته و به ‌خصوص در ایام نورزو پذیرای خیل عظیمی از مردمی هستند که از اقصی نقاط کشور به این شهرها آمده و با شهدای گلگون کفن این دیدار تجدید بیعت میکنند.
آبادان که یکی از بزرگ‌ترین شهرها استان محسوب میشود دارای امکان گردشگری زیادی است که از جمله مکان‌های مذهبی آن میتوان به قدمگاه خضر نبی، قدمگاه امام رضا، چاه آب امیرالمومنین، قدمگاه امام سجاد، کلیسای سورپ کاراپت، مسجد مهدی موعود، حسینیه شاهمرادیها، حسینیه خاقانی، حسینیه لاریها، حسینه آقاجریها، حوزه علمیه قائمیه حوزه علمیه آبادان، مسجد رنگونیها و مسجد بلوچ‌ها اشاره کرد.
موزه هنرهای تجسمی آبادان، موزه آبادان، مدرسه مهرگان، دبیرستان رازی، سینما رکس، سینما نفت، دانشکده نفت و باشگاه ایران نیز از مهم‌ترین بناهای فرهنگی این شهر است.
به لحاظ تاریخی نیز تانک فارم، مناطق عملیاتی آبادان، سقاخانه خیابان مدرسه، سقاخانه خیابان اروسیه و حمام جرمن (گرمن = گرمه) در این شهر وجود دارد.
خرمشهر هم که هنوز یادگار جنگ تحمیلی را در خود دارد شلمچه را به عنوان حجله‌گاه عشق در خود جای داده است که در طول سال میلیون‌ها عاشق و دلباخته برای زیارت این منطقه به به این شهر سفر میکنند.
علاوه بر مناطق عملیاتی موزه جنگ شهرستان و همچنین مسجد جامع که نماد مقاومت و ایستادگی خرمشهر است از دیگر اماکن دیدنی این شهر محسوب میشود.
گذر رود کارون از وسط خرمشهر این شهر را به دوقسمت تقسیم کرده و ساحل بسیار زیبا و دل‌انگیزی را به‌خصوص در ایام نوروز برای مسافران رقم زده و غروب زیبای ساحلی ترنم و لطافت خاصی را به شهر میبخشد.
وجود قایق‌های تندرو، کشتیهای بزرگ و کوچک پهلوگرفته در سواحل کارون و ماهیگیری در کنار این رود جاذبه‌ای زیبا، طبیعی، بیبدیل و چشم نوازی را به‌ وجود آورده است.
بازارهای قدیمی سیف و صفا و بازارچه ماهیفروشان نیز از مراکز عمده خرید بوده که علاوه بر وجود انواع ماهیها و غذاهای سنتی دارای جلوه‌هایی خاص و غیرقابل توصیف است.
بهترین سوغات آبادان و خرمشهر نیز خرما و ماهی است. خرما و فراورده‌های مختلف آن که سرشار از ویتامین‌ها بوده و ماهی جنوب که از خوشمزه‌ترین غذاها محسوب میشود و به صورت‌های مختلف قابل پخت و خوردن است.
صنایع دستی این منطقه نیز منحصر به فرد بوده چراکه از لیف درختان خرما و به صورت کاملا طبیعی تهیه و انواع حصیر، جارو، کلاه و دیگر صنایع مطابق با ویژگیهای منطقه ساخت و عرضه میشود.
در پایان باید گفت آبادان و خرمشهر با جاذبه‌های دیدنی خود در زمینه‌های مختلف و آب و هوای مطبوع بهاری همه هموطنان برای بازدید و تفریح به خود میخواند.
قطعاً جلوه‌های تفریحی، طبیعی، مذهبی،‌تاریخی، فرهنگی و معنوی آبادان و خرمشهر خاطرات خوشی را در ذهن مسافران نوروزی رقم خواهند زد.

محرم در آبادان

 

شهرهای آبادان و خرمشهر در نخستین روزماه محرم همانند دیگرشهرهای میهن اسلامی در غم واندوه سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) سیاهپوش و غرق ماتم می شود. عاشقان ابا عبدالله(ع) از شب قبل از ماه محرم با به تن کردن رخت عزا و برپایی تکایا و سیاهپوش کردن سر در مساجد و حسینیه ها به استقبال این ماه می روند.
ادارات، شرکتها، نهادها و سازمانهابا برافراشتن بیرق سیاه خود را آماده شرکت در عزای سالار شهیدان (ع) و یاران با وفای آن حضرت می کنند.
در روزهای دهه نخست محرم مردم با حضور در مساجد و هیاتهای عزاداری با برگزاری آیینهای سوگواری و تعزیه خوانی درمصیبت شهادت مظلومانه امام حسین (ع) و ‪ ۷۲‬یار با وفای آن حضرت به سوگ می نشینند.
همچنین جوانان عاشق حضرت امام حسین (ع) در برخی از خیابانهای آبادان با برپایی تکایا و سقاخانه از عابران با شربت، چای و شیر پذیرایی می کنند.
یکی از آیینهایی که در شبهای دهه نخست ماه محرم در شهر آبادان جلوه ای خاص به عزاداری مردم این شهر می دهد نوع نوحه ها و سینه زدن این دیاراست که معروف به نوحه خوانی "بوشهری" و سینه زنی "واحد" است.
دراین ایام برخی حاجتمندان در منازل خود به برپایی مجالس سوگواری سید الشهدا(ع) اقدام می کنند و برخی میزبانان این مراسم با طبخ غذاهای نذری از عزاداران پذیرایی می کنند.
آبادان و خرمشهر در جنوب غربی ایران واقع شدند، این دو شهراز گذشته های دور بدلیل ساختار صنعتی و تجاری میزبان جویندگان کاراز سراسر کشور و حتی کشورهای آسیایی و اروپایی بودند.
حضوراقوام مختلف ازاقصی نقاط کشور را می توان دراین دو شهر نظاره گر بود، درابتدای ورود به آبادان و خرمشهر اولین اقداماتی که توجه را جلب می کند مساجد، حسینیه ها و تکایای هماهنگ با فرهنگ مناطق مختلف کشور است.
دراین شهرها ازتمام اقوام ایرانی وحتی برخی کشورها مسجد و حسینیه وجود دارد که درماه محرم به عشق سرور آزادگان عزاداری می کنند.
عزاداری بوشهری ها، آذری ها، لرها، کردها، اصفهانی ها، بلوچ ها، خراسانی ها، یزدیها، بندری ها و عربها بافرهنگ و زبان مادری خود درعزای امام حسین (ع) اشک ماتم می ریزند.
نذورات آنها برپایه پخت سنتی مناطق خود آنهاست، درآبادان و خرمشهر شور سینه زنی و نوحه خوانی گرم بوشهری را می توان در مسجد بوشهری ها دید.
کردها، بلوچ ها، ترک ها، بختیاری هاو... دراوج ارادت به آقاامام حسین(ع) در دسته های عزاداری به هم می پیوندند و با شکوهترین جلوه های بندگی را در ماتم شهدای کربلا به نمایش می گذارند.
یکی از سنتهای زیبای نواحی جنوب غربی در ماه محرم سبک نوحه خوانی، سینه زنی و نواختن سنج و دمام این مناطق است که از سابقه ای طولانی برخورداراست.
"سنج و دمام و بوق" آهنگی حماسی را خلق می کند و ضمن اینکه عزاداران را به سوی محل برپایی هیاتهای عزادار فرا می خواند، در حرکت دسته های سینه زنی و زنجیر زنی انسجام خاصی ایجاد می کند.
از گذشته دور به دلیل فقدان سامانه اطلاع رسانی وصوتی، بانیان هیاتهای مذهبی با نواختن سنج و دمام مردم محله، شهرها و روستاها را نسبت به آغاز آیینهای عزاداری خبر دار می کردند.
سنج، دمام و بوق هر سه از سازهای تشکیل دهنده این همنوازی است که سابقه آن به بیش از ‪ ۱۰۰‬سال می رسد و آن طور که نقل شده این شیوه از قاره آفریقا بدلیل مسافرت های دریایی به ایران آورده شده و مسلمانان آفریقایی در مراسم عزاداری از سازهای سنج و دمام استفاده می کردند.
از طرف دیگر صدای سنج و دمام تداعی کننده طبل زمان جنگ و حماسه عاشورا است، زیراازاین وسیله علاوه برمیدان جنگ برای آمادگی رزمندگان نیزاستفاده می شد.
ترتیب و تعداد نوازندگان دمام در مناطق مختلف جنوب کشور متفاوت است، در آبادان مجموع نوازندگان دمام و سنج بین پنج، هفت و گاهی ‪ ۹‬نفر متغیر است، به طوریکه یک نفر به عنوان "اشکون" در جلو صف دمام زنان قرار می گیرد و سایر نفرات در طرفین او می ایستند.
دمام زنی با نواختن بوق مخصوص آغاز می شود و پس از لحظاتی که از نواختن سنج و دمام گذشت، مجددا بوق بصدا در می آید و نوازنده بوق تا پایان مراسم باید هوشیار و موزون با ریتم سایر نوازندگان در بوق بدمد.
زمان نواختن سنج و دمام چیزی در حدود ‪ ۲۰‬تا ‪ ۸۰‬دقیقه و در پاره ای موارد مثل تاسوعا، شب عاشورا و بخصوص ظهر عاشورا صف دمام زنان حدود سه ساعت در مسافتهای طولانی با دسته های عزادار در کوچه و خیابانها همراه می شوند.
در آبادان پس ازاتمام آهنگ سنج و دمام سینه زنی و نوحه خوانی آغاز می شود و دراین خطه نوحه ازاقبال بی نظیر عمومی بهره مند است ومراسم سینه زنی همراه با نوحه که خود نوعی ملودرام حزن انگیز است، تحقق می یابد.
این مراسم با ترتیب و برنامه خاصی شروع و اوج آن زمانی است که نوحه خوان اعلام "واحد" می کند.
ابتدا شخصی به عنوان سرخوان با تانی و آهسته نوحه خوانی را آغاز می کند، سینه زنان یکی پس از دیگری به جمع سینه زنی اضافه می شوند و زمانی که دایره سینه زنان به اندازه کافی بزرگ شد، نوحه خوان اصلی شروع به خواندن می کند.
"سید مرتضی داودی" یکی از صاحبنظران در نوحه سرایی و آیینهای عزاداری که در این موارد تحقیقات فراوانی داشته، می گوید: نوحه خوان برای جذب عزاداران در مراسم سینه زنی باید دارای ویژگیهای منحصر بفردی داشته باشد.
به گفته وی قدرت اداره کردن مجلس سینه زنی، ایجاد حزن، قدرت صدا و وجود تحریراز جمله ویژگیهای فیزیکی یک نوحه خوان است.
نوشته شده توسط محمد خدری در 16:22 |  لینک ثابت   • آرشیو نظرات

برپایی آیین سنتی «گرگعان» در استان خوزستان

 

کودکان خوزستانی‌ دیشب و امشب با برپایی آیین سنتی«گرگعان»نیمه رمضان را جشن می‌گیرند.
ماه رمضان همواره در استان خوزستان با آیین‌ها و رسومات مختلفی همراه بوده است.
بازی « محیبس» یا همان پوچ و پر و آیین طبل زدن در سحر از جمله این رسوم‌های رایج در بین شهروندان عرب زبان استان خوزستان است.
آیین سنتی «گرگعان» و یا همان کاسه‌زنی که در نیمه ماه مبارک رمضان و شعبان اجرا می‌شود، از جمله آداب و سنت‌های قدیمی بوده که تاکنون در استان خوزستان باقی مانده است.
در این آیین کودکان با سردادن «گرگعان، گرگعان» به در خانه‌های هم‌محلی خود می‌روند و فرا رسیدن نیمه ماه مبارک رمضان را به آن خانواده تبریک می‌گویند.
در این آیین که گفته می‌شود از دوران پیامبر اکرم (ص) در شبه جزیره حجاز و عراق رایج بوده در دو شب بچه‌های کم سن و سال حدود ۱۰ ساله با در دست گرفتن کیسه‌هایی از پارچه کوچک که اغلب بر گردن می‌اندازند، در کوچه‌ها رفت و آمد کرده و به در منازل می‌روند و همه با صدای بلند «گرگعان» می‌خوانند یعنی که شیرینی، پول و میوه و مشکل گشا از صاحب خانه دریافت می‌کنند و اهالی خانه را دعا می‌کنند.
این دو شب به منزله عید فقرا و عید کودکان برای شادی امام زمان (عج) به شمار می‌آید و مردم خوزستانی همواره سعی می‌کنند به بهترین شکل ممکن از آن استقبال کنند.
در این آیین کهن، صاحبخانه با ریختن بادام، تخمه، شیرینی و آن چه خوشایند بچه‌ها است در کیسه آن‌ها خود را مشمول دعای رسا و بلند آنان برای اهالی خانه می‌کنند.
شب گذشته فریاد «گرگعان، گرگعان» کودکان خوزستانی اکثر کوچه و محلات شهرهای این استان را فرا گرفت و امشب نیز این آیین ادامه خواهد یافت.

باورهای عامیانه مردم استان بوشهر

 

باورهای عامیانه مردم استان بوشهرReviewed by تموکن on Apr 18Rating: 3.5باورهای عامیانه مردم استان بوشهراگر هنگام انجام کاری عطسه بیاید با گفتن اینکه خدا مصلحت ندانسته از انجام کار پرهیز میکنند و از نیمه راه رفته بر می‌گردند. اگر عطسه دو بار بیاید، حمـل برشتــاب می‌کنند و بر سرعت انجـــام کـار می‌‌افزایند

باورهای عامیانه مردم استان بوشهر

۱- اگر هنگام انجام کاری عطسه بیاید با گفتن اینکه خدا مصلحت ندانسته از انجام کار پرهیز میکنند و از نیمه راه رفته بر می‌گردند. اگر عطسه دو بار بیاید، حمـل برشتــاب می‌کنند و بر سرعت انجـــام کـار می‌‌افزایند.

۲- خارش کـف پا را حمل بر در پیش بودن سفــر و خاریدن کف دست را به رسیدن مـال و منال تعبیر می‌کنند.

۳- اگر هنگام درآوردن کفش از پا، یک لنگه آن به روی لنگه دیگر افتد و یا اگر بدون مناسبت و بدون مقدمه ای نام کسی بر زبان جاری شود می گویند:” دارند در جایی غیبت ترا می‌کنند”.

۴- چنانچه در هنگام صرف چای، استکانها ـ معمولاً سه الی چهارـ پشت سر هم قرار بگیرند و یا یک عدد تفاله بزرگ و دراز داخل چای بصورت عمودی قرار بگیرد می‌گویند حتماً در ساعاتی دیگر مهمان خواهند داشت.

۵- اگر گوش کسی بخارد و فردی از آن خانواده در مسافرت باشد می گویند مثل اینکه میخواهد برگردد.

۶- از گرفتن ناخن در روز شنبه و موقع شب خودداری می‌کنند چرا که اعتقاد دارند این کار عمر را کوتاه می‌کند.

۷- هر گاه کودکی دندان شیری‌اش می‌افتد دندان شیری بچه را به طرف کلاغ در پشت بام می‌اندازند و به کودک یاد میدهند که جملات زیر را تکرارکند:« قارقا منه دیش گتیر، جیبونده یمیش گتیر»

۸- اگر بچه ای بترسد و یا مریض و بیمار شود پیراهن وی را در برابر چشمانش می‌‌سوزانند تا ترس و مرض از وی دور شود.

۹- معمولاً بچه و نوزاد را روی طاقچه قرار نمی‌دهند و اعتقاد دارند این کار خوش یمن نیست.

۱۰- اگر فردی بترسد ۴۱ تکه پنبه را درون ظرفی گذاشته و در آستانه در روی دلش بوسیله فرد غریبه‌ای آتش می‌زنند و یا به اندازه قد فرد پنبه را طول داده و باز آتش می‌زنند تا این پنبه در روی دلش تمام شود و خاکستر حاصل از سوختن پنبه را به بند پاهایش می‌مالند تا ترسش بریزد.

۱۱- برای اینکه بدانند یک نفر از چه چیزی ترسیده مقداری نمک را موقع خواب زیر بالش و متکای فرد قرار داده ـ روز چهارشنبه گذاشته و روز شنبه بر می‌دارند ـ و پس از سه روز در روز شنبه نمک را با آب ترکیب و سپس جوشانده آن را در زیر ناودان قبله بالای سر فرد روی یک سینی فلزی می ریزند و تصویر چیزی که فرد ترسیده روی سینی شکل می‌بندد.

۱۲- پس از پایان دادوستد، اگر وزنه ای روی ترازوی صاحب مغازه جا مانده باشد زود بر می‌دارند چرا که معتقدند تا زمانی که وزنه روی کفه ترازو باشد مشتری دیگری وارد مغازه نمی‌شود.

۱۳- مردم ابتدای هر سال را با گرفتن سفته از این و آن شروع می‌کنند چرا که معتقدند گرفتن سفته از فردی که دستان پرخیر و برکتی دارد خیر و برکت را تا پایان سال به یاری خدا قرین ایشان می‌سازد.

۱۴- مردم معتقدند اگر کسی دستهای خود را آنقدر باز کند که بتواند با دو دست چهارچوبه دروازه درب اتاق را بگیرد از آن خانه مرده بیرون می‌آید و عده‌ای هم معتقدند که برکت از آن خانه رخت بر می‌بندد و برای خنثی کردن این اثر چند بار با دست ها کف می‌زنند.

۱۵- اگر مردم حادثه ناگوار و خارق العاده‌ای را مشاهده کنند و یا بشنوند ، لالـه گوششان را می‌کشند ومی‌گویند:”الله گورستمسین”و بدین ترتیب بلا را از خود دور می‌کنند.

۱۶- در روزهای چهارشنبه از رفتن به حمام و نیز از مسافرت کردن امتناع می‌کنند زیرا معتقدند در این روز اجنه‌ها به حمام می‌روند و سفر در این روز، بدون بلا و بی دردسر نیست.

۱۷- مردم جویدن آدامس و نگاه کردن به آینه را در شب نکوهش کرده و خوش یمن نمی‌دانند.

۱۸- زنــان پیر معتقدند که بهتـر است هیچ وقت رنگ حنای آنها از بین نرود و مدام به حنا بستن به دست ها اهمیت می‌دهند چرا که هنگام مرگ تمام اعمال نیک آنها باطل شده و در روز قیامت به صورت سگی ظاهر خواهند شد.

۱۹- مردم روزهای دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه و جمعه را ساعات خوش یمن می‌دانند و مراسم جشن و عروسی و عقد خود را در این روزها برگزار می‌کنند.

۲۰- معمولاً پشت سر مسافران با یک کاسه آب می‌پاشند تا ضمن انجام سفر خوب و خوش به سلامت برگردند.

سنن و آداب و رسوم استان بوشهر

 
 
سنن و آداب و رسوم استان بوشهرReviewed by تموکن on Apr 3Rating:

عروسی-استان-بوشهر-www.tamookan.com

سنن و آداب و رسومی که در استان بوشهر به طور معمول بکار می رود خاص و عام است. در گستره کشور ایران کمتر منطقه ای است که سنن و آداب و رسوم ملی میهنی خود را تا کنون به طور کامل حفظ کرده باشد. استان بوشهر نیز از این قاعده مستثنا نیست.
معمولاً فرهنگ و رسوم هر قوم یا ملت را باید در تاریخ گذشته آنان جستجو کرد وبه آن پرداخت.
ظاهراً فرهنگ و رسوم هر قوم  تا زمانی تداوم خود را حفظ می کند که تحت تاثیر جهان خارج قرار نگرفته و همچنین با زندگی ماشینی مأنوس نشده باشد. همین که مشکلات راه های ارتباطی از میان برداشته شد و انسان با شیوه زندگی جدید آشنا گشت، سنن و آداب و رسوم دیرینه اش زورمندی همیشگی خود را از دست داده و  به تدریج رو به فراموشی یا سستی می گذارد. اما نابودی کامل و یا برعکس ، ماندگاری آن بستگی به تعلقات شدید فرهنگی – مذهبی و تعصبات ملی مردم هر ناحیه دارد. در این میان ، پاره ای از باورهای فرهنگی مردم که دیرینه بوده و جنبه مذهبی یا ملی دارند، ممکن است تداوم خود را همچنان از دست ندهند اما پاره ای دیگر نیز دستخوش آسیب زمان قرار گرفته و به نابودی می گرایند.
از این رو سنن و آداب و رسومی استان بوشهر را می توان به دو دوره پیش از اسلام و پس از ورود اسلام به ایران ، تقسیم کرد.
آنچه مربوط به پیش از اسلام (ایران باستان) بوده و به تاریخ و فرهنگ ایران باستان برمی گردد،  شامل موارد زیر است :
مراسم باران خواهی (یا دعای باران)، تقدس بعضی از درختان، انجام کارهای تعاونی گروهی، برگزاری مجالس ترحیم مردگان یعنی مجلس سه روزه و هفته و چهلم و سالگرد آنان و مراسم ساروج کوبی و …
آنچه در دوره اسلامی (ایران پس از اسلام ) درمیان مردم متداول گردیده ، شامل این موارد دیگر است:
مراسم نیمه براتی، نان پوشی، معالجه بیماران، عزایم نشینی، تابه گرمک، نظر در آوردن، دم دم سحری و مراسم گلی گوشو ( گره گشو، گره گشایی)
پاره ای از باورهای خرافی درمیان مردم رواج دارد که  بن مایه در تفکرات قرون وسطایی داشته و حتی ، فراتر از آن دوره می رسد.
پیش از آن که به بیان شمه ای درباره هریک از موارد فوق بپردازیم ، لازم است به گویش مردم استان بوشهر نگاهی بیندازیم.

بزم عروسی
معمولا مراسم عروسی در مدت دو شبانه روز پیاپی صورت می گیرد . شب اول راکه به “حنابندان ” معروف است، تا صبح به رقص و پای کوبی گروهی و خیام خوانی سپری می کنند . دراین بساط ، لازمه هرجشن عروسی که به آن عیش می گویند، بودن ” نی انبانه زن ” و ” تنبک زن ” است . اگر این دو نباشد ، مجلس عیش ، گرمی چندانی به خود نمی گیرد.
به منظور شرکت اهالی محل در عروسی ، ابتدا زن سلمانی محله افراد را دعوت به شرکت می کند. جوانان محلات دیگر نیز که همیشه چشم به راه چنین مجلسی هستند ، خود را دعوت نشده ، به آن جا می رسانند .
نی انبانه زن ، با تجربه خاص خود در آن هنگام که شیخ عاقد برای خواندن خطبه عقد وارد خانه عروس می شود ، می نوازند :
آ شیخ مرخصم بکن می خوام برم خونه مو!
بعد از عقد عروس، آهنگ این ترانه دیگر راکه به “لاحول الله ” معروف است ،این طور به گوش می رساند:
شنیدم بهمنی گردان می سازن
برای سربازا زندان می سازن(می سازند)
لاحول الله، لاحول الله
ما عروس عقد کردیم الحمدولله
گاهی، هنگام دمیدن نی، دیگران نیز با “نی زن” همخوانی می کنند و این همسرایی همراه آهنگ نی، زمانی است که “نی زن” آهنگ ترانه ها و اشعار محلی دیگر را که با آن مانوس هستند، در نی انبان خود این چنین می دمد:
چلچلِ باد ِ شمال ، زیر بال مینا …
بعداز مدتی نواختن ، این آهنگ دیگر را پی می گیرد:
رباب رباب ربابن …حال رباب خرابن
رباب میره آسیو …با سرخاب وسفیدو
نی زن ،گاهی دیگر نیز خود پیشتاز میدان بزم شده و افراد حاضر را به نوعی سماع وامی دارد .
در این هنگام، عده ای از مجلس نشینان به قصد سماع از جای برمی خیزند و بر “نی انبانه زن” واجب است آهنگی مخصوص که اصطلاحا به آن “شِکی” می گویند بنوازد . “شِکی” رفتن یا “شِکی” زدن به معنی آهنگ رقص توأم با پایکوبی گروهی و یا فردی است و هیچ معنا ومفهوم دیگر ندارد.

خیام خوانی
خیام خوانی در مراسم عروسی جای ویژه خود را دارد. خواندن رباعیات خیام یا هر رباعی دیگر که رنگ و بوی رباعیات خیامی دارد، توسط یکی از خراباتیان به کار گرفته شده و گاهی همنوایی “نی ” (نی فلوت) با آن ، محفل عروسی را گرمی دیگر می بخشد.
خیام خوانی ، تنها در مراسم عروسی معمول نیست. در هر بزم شادمانی دیگر مثل ختنه سورانی نیز به کار می گیرند. اینک چند مورد از رباعیات و ترانه های خیامی را با هم می خوانیم :
در کنج خرابات کسی پیر نشد
وز مردن آدمی، زمین سیر نشد
گفتم که به پیری رسم وتوبه کنم
بسیار جوان مردو یکی پیر نشد

*    *    *

آن قصر که بهرام در او جای گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که  چگونه گور بهرام گرفت

*    *    *

سیصد گل سرخ به گلشن نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم

یزله و یزله گری
یزله به معنی رقص و پای کوبی توأم با همخوانی گروهی و کف زنی است.
یزله ، ویژگی خاص خود را دارد ، فقط یک نفر می خواند و دیگران نیز با کف زدن های مرتب و آهنگین خود ، همان بند اول را که از زبان یزله گر می شنوند ، پاسخ می گویند و “یزله گر” همیشه “یزله ” را چنین آغاز می کند:
هلَ الیَوس هلِ یوسا…
و یزله گران نیز همان را پاسخ  می گویند .
ومثلا باز یزله گر می گوید:
جهاز اومد نفع دزا (دزدها)…
بعد از اتمام  هل الیوس گویی ، یزله گر موضوعات دیگر را پی می گیرد . مثلا:
دیگه نمیشم به کهله …
و یا :
دینا دینا دینا _ کاسه لیسو(ن)
یزله گران همان را تکرار می کنند . و باز یزله گر بندهای زیر را به زبان می آورد و یزله گران در جواب هر بند ، همان دینا دینا – را تکرار می نمایند:
تغاری بشکنه ماساش بریزه …
و مشکی بدره اواش بریزه
وجهان گشته به کام کاسه لیسو(ن)

سرور در عروسی ها
خواندن در مراسم، رسمی است که از زبان مادر، خواهر، عمه و خاله داماد یا معمولاً شخصی که برای سرگرم کردن مجلس عروسی آمده است، و چشم حاضرین را به خود خیره ساخته و سکوت محض برمجلس حکم فرما می کند ، اجرا می شود.
در پایان هر بیت یا دو سه بیتی که خوانده می شود ، “کلِ” را چاشنی آن می کنند. گاهی سرور را دو تایی با هم و در پاسخ گویی به یک دیگر می خوانند.
گفتن (خواندن) هر سرور را یک “بند” می نامند . مضمون هر سرور در وهله اول : خطاب مادر و خواهر داماد به داماد و نیز سرور و شادمانی آنان از برپا داشتن شدن مراسم عیش و عروسی است.
پیوند سرور ها به طور کلی از : حجله دامادی ، شمایل داماد، زیبایی عروس و… ترکیب یافته است.
گفتنی است ، برای تمام زمینه های وضعی و ظاهری موجود که تمهید شده است و بعضا خیالی هم می باشد ، سرور را که همخوانی کامل با آن داشته باشد می سرایند. مثلا وقتی می خواهند عروس راببرند ، چنین می خوانند :
اومدیم گل ببریم و گل سفید پنبه را
مونس دل ننش این شب چراغ حجله را
و اگر داماد نیز یکی یک دانه (تک فرزند) باشد، مادر یا خواهر داماد برایش می خوانند :
رود جونیم ، یکی یک دونه ، صاحب صدخونه بی
شب به کوچه عاشقان و ، روز به مکتب خونه بی
هرچه دارم سی تو دارم  تو عزیز خونه می
قد و بالات گل بریزم  گوهر یک دونه می
و اگر عروس و داماد عمو زاده باشند:
ابر اومد بارون گرفت و او اومد سالون گرفت
ناز بالای شازده دوما دختر عاموش گرفت

نان پوشی (نون پوشی)
نان پوشی ، نذر بسیار ساده ای است که آن را در مسجد (یا بعضی قدمگاه ها) به جای می آورند. نذر نان پوشی بیشتر برای خردسالان و گاهی نوجوانان بیمار به کار گرفته می شود و معمول چنین است که فرد مورد نظر را در یک گوشه مسجد به حالت طاقباز خوابانیده و سر تا پای بدن او را با نان می پوشانند . افراد شرکت کننده در مراسم ، فقط زنان و دختر بچه ها هستند . کار نان پوشی برای لحظه ای کوتاه و با سلام و صلوات بر ائمه و حضرت محمد “ص”  صورت می گیرد و بعد ازآن ، نان ها را تکه تکه (لقمه لقمه) کرده و مسقطی  یا حلوای دیگر را درآن جای داده و به حاضرین می دهند .
باید گفت در گذشته ، در عین پای بندی مردم به رسم نان پوشی ، فقط فرادستان جامعه قادر به انجام آن بودند و در میان طبقه بی نوا فراگیری چندانی نداشت و علت این امر چیزی جز مستمندی آنان نبود.

مراسم گلی گوشو ، گره گشو = گره گشای
گره گشای ، به معنی گشوده شدن گره، باز شدن گره، مجازاً برطرف شدن مانع و آسان شدن کار ، آداب مختصری بود که در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان انجام می گرفت ، ” گروه گلی گوشو ” بیشتر از پسران و دختران خردسال می بودند. اینان کمی بعد از افطار در حالی که کیسه کوچکی در گردن داشتند ، در کوچه های محل به راه افتاده و به درِ همه منازل  سر می زدند.
از همان آغاز پی گیری مراسم و حرکت به سوی خانه ها ، با آهنگی خاص ، باشندگان محل را این گونه آگاه می ساختند :
گلی گوشو ….سرت بوشو ….(با تکرار مداوم )
اغلب خانواده ها دو سه روز پیش از برگزاری مراسم، مقداری گندم را در آب خیس نموده و  درعصر روز چهاردهم همان ماه ( پیش از افطار ) آن را تفت (بو) می دادند تا در موقع آمدن گروهِ ” گلی گوشو ” به یکایک آنان بدهند . هر گاه گروه مزبور از در خانه ها دست پر بر می گشت ، چنین می خواندند :
خونه گچی ….پر همه چی ….
و اگر چیزی به آنان داده نمی شد، آوای شعری زیر را که گله آمیز اما خنده آور بود و جنبه کودکانه داشت ، بدین سان سر می دادند :
خونه گدا ، هیچش ندا …..  یا : خونه گدا ، خیرش ندا

دَم دَم سحری
دم دم سحری ، از ترکیب دم دم + سحر+ ی ساخته شده . دم دم ، یک آهنگ صوتی است و از ضرب آهنگ کوبش چوب بر روی ” دمام ” یعنی همان وسیله ای که در وقت سحر و به گاه رمضان برای بیدار کردن مردم از خواب ، بر آن نواخته می شود، نام به خود گرفته است.
همه ساله معمول چنین بود که در ماه روزه گرفتن ، حداقل دو نفر از افراد در حالی که به دست یکی ، چراغ فانوس و در کول دیگری ” دمام ” بود. به درِ یک یک خانه های محل خود می گشتند و علاوه بر دق الباب کردن خانه ها ، بازدن ضربه های آهنگین بر ” دمام ” ( با ریتم سه ضربی ) و همراه با خواندن بعضی اشعار دعاگونه ، افراد خانواده را از خواب بیدار می نمودند.
اجرای ” دم سحری ” در محلات نواحی مرکزی و حاشیه ای بوشهر ، بیشتر از نواحی بیرونی به کار گرفته می شد و معمولا در هر محله ، افراد خاصی به انجام آن دست می زدند.

مراسم باران خواهی
یکی از رسوم قدیمی و ویژه استان بوشهر مراسم باران خواهی است و سخت بدان پای بندی دارند. یعنی اگر در فصل باران ، آسمان بر زمین بخیل شود، از دهه دوم آذرماه به بعد و تا آخر آن ماه، مراسم باران خواهی را که قدیم ترین مراسم به یاد مانده از عهد باستان است، برگزار می کنند:
معمولا در پسین گاه ، به کنار دریا و یا رودخانه نزدیک محل خود می روند و بر گرده پسر بچه ای یک لنگه (سنگ) آسیاب دستی می نهند و برگردن اوست که آن را تا ساحل دریا (کنار آب) حمل کند. قبل از رفتن به کنار آب ، به منظور اطلاع رسانی و شرکت بقیه افراد محل در انجام مراسم ، همگی با هم ، چنین می خوانند:
مشکولکُم خُشکنِ خدا اَویش بده ( مشک کوله من خشکیدهاست . خداوندا آن را پر آب کن )
یا: پیرزنِ کور و لنگ ها سک کولشن. ( پیرزن کور سنگ آسیاب برگرده دارد)
یا: قبله دعا رفتیم سی او خدا رفتیم
مرتب و به طور یک نواخت و آهنگین ، جمله های دعاگونه خود را تکرار می کنند تا به کنار دریا یا آب مورد نظر در بیرون محل ، برسند. آن گاه سنگ آسیاب را برزمین گذاشته و پس از استراحتی کوتاه ، سه مرتبه سنگ آسیاب مزبور را در آب زده و سپس آن را برگرده پسر بچه های دیگر می نهند و آهنگ بازگشت می نمایند. با خاتمه این مراسم که آن را ” قبله دعا رفتن ” می گویند ، چشم به آسمان دوخته و با امیدواری کامل در انتظار فرود باران می نشینند.

معالجه بیماران
برای معالجه بیماران ، روش درمانی ویژه ای درنظرگرفته شده است که هم تکیه  برخرافه پرستی عوام الناس دارد و هم به نوبه خود یادآور علم طبابت نزد مصریان قدیم و بابلیان است. بدان سان که برای درمان بعضی امراض ، مثل : دیوانگی ، صرع ، نازایی و بسیاری بیماری های دیگر به ” حرز” و تعویذ و دعا متوسل می شوند و توجه به اوارد و ادعیه و عزایم را علاج اصلی آن می دانند . علاوه بر این برای مداوای تب ، یرقان ، امراض پوستی و حتی عقرب زدگی و… مهره های  خاص خود نیز به کار گرفته می شود که باید هریک را تا درمان کامل ، به گردن بیاویزند. قبل از آویزه مهره به گردن ، لازمه کاراست  که اول مهره را “اوسی” owsi  کنند. “اوسی” به معنی طاهر کردن مهره و خواندن افسون برروی آن است و اگر چنین نکنند، درمان بی اثر می ماند.
اعتقاد به اثر بخشی مهره برای دفع چشم زخم  ومداوای امراض ، خاص مردم بوشهر نیست ، تا آنجا که بر ما معلوم است استفاده از مهره هایی نظیر: تمیمه ، تب ، ازرق (کبود) ، در دیگر نقاط ایران نیز معمول و متداول می باشد.

عزایم نشینی
عزایم جمع عزیمت ، به معنی افسون ها و دعاهایی است که برای شفا یافتن بیماران یا برای رام کردن مار و جانوران دیگر به کار می رود.
… گاه ، عزایم را درمیان جمع و به منظور خاصی مثلا شناختن ” دزد ” به کار می گیرند وانجام آن را ” عزایم نشینی ” می نامند.
عزایمِ دزد شناختی ، در خانه ” دزد زده ” صورت می گیرد و چنان است که وقتی اموال خانه ای به سرقت برود ، و دزد ، دستگیر و شناخته نشود ، معزّمی را دعوت می کنند واز وی می خواهند که دزد را معرفی کند. برای همین منظور عده ای در مجلس عزایم حضور می یابند و در حالی که “معزّم ” در میان جمع نشسته و کاسه آب و آیینه ای در پیش روی گذاشته است ، دخترک هفت هشت ساله ای را فراخوانده ، و آنگاه روی ناخن دستش وِرد بخصوصی زمزمه می کند تا بدان حالت ، قیافه دزد ، برروی ناخن او و یا کاسه آبی که روی آیینه قرار دارد مجسم شود.

تابه گرمک
“تابه گرمک کردن” شیوه ای است که برای دفع ” نظرزدگی ” به کار می گیرند.
“بوشهری ها اگر کودکی داشته باشند که در اثر بیماری و یا علل دیگر ضعیف و لاغر باشد و این ضعف و لاغری ادامه پیدا کند معتقدند که دیگران او را ” نظر زده اند ” و برای رفع این نظر زدگی شب چهارشنبه ” تابه گرمک ” می کنند به این معنی که چهارراهی را انتخاب کرده و آتش می افروزند و تابه ای روی آن قرار می دهند. در این موقع یک زن و دخترش (حتما باید این عمل به وسیله یک زن و دخترش که عزب باشد صورت گیرد ) دو طرف آتش می ایستند ، آن وقت یکی بچه را در دست گرفته و به دیگری رد می کند و دیگری نیز او را به اولی بر می گرداند و همین عمل تکرار می شود و مادر طفل موظف است ظرفی را که محتوی آب و یک قطعه زاج سفید است روی تابه بریزد.
زاج در اثر سوختن ، خواهی نخواهی به شکلی در می آید و آن ها آن را به شکل وصورتی تعبیر می کنند و مثلا با حدس صائب خودشان را به صورت یکی از آشنایان که روزی طفل را دیده است تشبیه می کنند. آن گاه شخص “نظرکرده ” را پیدا کرده و خواهش می کنند که پنبه ای را با آب دهان مبارک خود آلوده نموده و با دستش به پیشانی کودک بمالد و معتقدند که بدین وسیله ” نظر زدگی ” رفع و کودک شفا می یابد

گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان

سنگ‌های خموش، یا آیینه‌های هزاران اندیشه؟
سنگ گورهای منقوش (2)

برای آدمی، حتی بدون آنکه خود ما متوجه بشویم، هنر و زندگی روزمره در هم آمیخته‌اند. خوب که نگاه کنیم می‌بینیم، هر کجا که آدمی هست و در آنجا زندگی می‌کند، و یا نشانی از زندگی‌ انسان در زمان‌های گذشته در آنجا یافت شود، نشانه‌های هنر در آنجا به وفور دیده می‌شود. هنر تنها و فقط در موزه‌ها، هنرستان‌ها، دانشکده‌ها، تماشاخانه‌ها، نمایشگاه‌ها و یا در شور تابلوهای تبلیغاتی و یا بلندگوهای خودروها و غوغای شهرها نیست، هنر را همه جا و همیشه می‌توان دید و شنید. هنر هماره بزرگ‌تر از آن بوده که در این مکان‌های کوچک در ظرف برخی افراد خاص بگنجد. هنر زمان و مکان نمی‌شناسد و مسافر گاه و ستان‌هاست. هنر از اعماق تیره‌ی غارها تا اوج برج‌های سر به فلک کشیده بر روی سنگ‌ها تا حافظه‌های قابل حمل دستگاه‌های دیجیتال امروز همیشه هم‌سفر انسان بوده و هست.

 

اگر باور داشته باشیم که مزار انسان پیش از آنکه گویای مرگ انسان باشد، نشانه زندگی او است، و مرگ میوه زندگی، و بخشی از زندگی و کوچک‌تر از زندگی است، به سادگی می‌توانیم در زیر پوست سخت سنگ‌ها و در میان نقش و نگارهای موجود بر روی سنگ قبرهای منقوش نیز جریان سیال زندگی را مشاهده کرد و به این نتیجه رسید که هنر حتی پس از مرگ نیز همراه انسان‌ها است. اگر چنین بنگریم، برای ما چه راحت و حتی چه دلنشین خواهد بود، که جلوه هنر و زندگی را در هر جا و حتی در پیچ و خم، این نقوش و نگاره‌ها جستجو کنیم. شاید ما امروزه تداوم این نقش‌ها را صرفاً به شکل تزئینی شاهد هستیم، اما این‌ها در حقیقت شکل‌های نمادینی هستند که ریشه در اندیشه و هنر کهن بشری دارند.

در این نوشتار سنگ قبرهای منقوش لرستان از دو بٌعد:

1-       ظاهر هندسی (شامل: ابعاد، شکل و نحوه‌ی کارگذاری آن‌ها)

2-       بررسی نقوش (از دیدگاه‌های نمادین، هندسی، سمبولیک و پیکتوگرام)

بررسی هندسی:

سنگ قبرها در هر منطقه و کشوری تحت تأثیر معماری و فرهنگ آن منطقه و کشور است، برای نمونه سنگ قبرهای گورستان سفیدچاه مازندران به اشکال، چهارگوش ساده، پنج ضلعی، و چهار گوش با حالتی هلالی در بالای آن هستند. یا سنگ قبرهای گورستان زیارتگاه خالد نبی، شهرستان کلاله استان گیلان، که استوانه‌ای شکلند. یا سنگ قبرهای اسپانیا و مناطق شمالی‌تر افریقا که دارای قوس‌های هلالی نعل اسبی هستند، که می‌توان این شکل را در طاق‌های ساختمان‌های این منطقه به عنوان عنصری خاص از معماری این مناطق دید و دانست. اما سنگ قبرهای موجود در قبرستان‌های لرستان را می‌توان به چند دسته عمده تقسیم کرد.

1-       سنگ‌های چهارگوش ساده

2-       چهارگوش با هلالی در بالای آن

3-       چهارگوش با مثلثی در بالای آن (پنج ضلعی)

4-       سنگ قبرهای ‌افراشته (شامل: ستون‌های هرمی شکل چند [عمدتاً چهار] وجهی یا استوانه‌ای شکل)

5-       سنگ قبرهای منقوش تندیسی

سنگ قبرهای لرستان بنا بر موقعیت و شأن متوفی و خانواده بازمانده وی، از نظر ابعاد دارای تنوع بسیاری هستند. با این حال بیشتر سنگ قبرهای منقوش، دسته اول و دوم دارای ابعادی در حدود 70*150 سانتی‌متر، و سنگ‌های گروه سوم به ارتفاع بین 105 تا 190 و قاعده ای به ابعاد تقریبی 50*50 سانتی‌متر می‌باشند.

امروزه شاید تعابیر، قدرت‌ها و کارکردهای که در زمان‌های پیشین برای اشکال متصور بوده‌اند، به دلیل تغییر نگرش انسان‌ها به محیط پیرامونی، دیگر در اذهان عمومی از یاد رفته باشند، و ما اشکال را، بیشتر به منظور استفاده تزیینی و یا قدرت و استحکام هر یک به کار می‌بریم؛ اما قدر مسلم در گذشته‌های دور و نزدیک این اشکال برای انسان‌های آن زمان‌ها دارای بار معنای خاصی بوده‌اند و به همین دلیل در بکار گیری آن‌ها به صورت یک نماد یا سمبل وسواس و نیات خاصی را لحاظ می‌کرده‌اند؛ لذا برای درک جهان‌بینی و عقاید و باورهای گذشتگان، بررسی اشکال سنگ قبرها دارای اهمیت بسیاری است.

سنگ قبرهای چهارگوش ساده:

سنگ‌های این گروه فارغ از جنسیت متوفی، هم برای زنان و هم برای مردان استفاده می‌شده. نحوه‌ی ‌کارگذاری آن‌ها هم به صورت افقی بر روی قبر و هم به صورت ایستاده بر بالای قبر بوده است. مشخص نیست که قدمت استفاده از این گروه سنگ قبرها به چه زمانی می‌رسد، اما قدر مسلم، در تمامی جهان و اعصار، متداول‌ترین شکل سنگ قبر، چهارگوش بوده است. از نظر تکنیک ساخت، تراش، شکل‌دهی و پرداخت سنگ چهارگوش از دیگر اشکال راحت‌تر می‌باشد، اما از یک رو تولید آن وقت‌گیرتر از سایر اشکال و از دیگر سو ‏‏‏‏‏نیازمند دانش هندسی بیشتر است. چهارگوش (مربع و یا مستطیل) از نظر سمبولیک و اسطوره‌ای نیز دارای تعاریفی جالب و جذابی است. مربع را نماینده وحدت گونه‌ها، علامت برابری یک چیز با خودش به صورت ابدی می‌دانند. مربع نمادی از عدالت قانون، و همین طور نمادی از زمین در برابر آسمان (دایره) است. به عبارت دیگر، رمز، کمکی از عالم متعالی محسوب می‌شود. مربع نمایانگر چهار جهت اصلی جهان یعنی شمال، جنوب، شرق و غرب و همین طور چهار عنصر اصلی جهان؛ آب، باد، خاک، آتش، و چهار مرحله از زندگی؛ کودکی، جوانی، میان‌سالی و پیری و چهار فصل؛ بهار، تابستان، پاییز و زمستان و ... است.

سنگ قبرهای با هلالی در بالای آن‌ها:

در سنگ قبرهای کهن‌تر، این قسم از سنگ قبرها بر روی قبور زنان، به دو صورت ایستاده و خوابیده، کار گذاشته می‌شده‌اند. شکل این سنگ قبرها شاید شکلی ممزوج از دو شکل پایه‌ی مربع و دایره باشد. سنگی کامل از دو نیمه دو شکل کامل دیگر [نیمی از مربع و نیمی دیگر از دایره] در سطرهای بالا نماد مربع تشریح شد. اما دایره در اساطیر، عرفان و ادبیات شرق پیش از هر چیز نقطه‌ای است گسترش یافته، سمبل و تفسیر نمادین کمال، یکپارچگی و نبود هر نوع تمایز و ناهمگونی. دایره، علاوه بر مفهوم ضمنی «ازل»، نمادی از خلاقیت یا خلق هستی (زاد آوری و باروری) نیز هست. همین طور مفهوم ابدیت را نیز در خود داراست. این شکل گاه به صورت خورشید و یا ماه خود را نمود پیدا می‌کند. البته دایره را برخی از نقوش روی این سنگ قبرها می‌توان دید که در جای خود بررسی می‌شوند. البته نیم دایره را می‌توان به عنوان طاق‌نما هم تعبیر کرد و طاق‌نما در اساطیر به مهر یا میترا (ناهید) اشاره دارد و سمبولی است از برای صدف، چنانکه در بالای پرستشگاه‌های مهری از این شکل برای نمایاندن و اشاره به صدف (یا همان افسانه زایش ناهید) و پاک‌دامنی استفاده می‌شده. بنا بر آنچه که درباره دایره گفته شد می‌توان پی به ارتباط ظریف بین این نیم دایره و مؤنث بودن متوفی برد. زیرا دایره به باروری و زادآوری و پاک‌دامنی اشاره دارد و زن نیز همین نقش را در باورها و اساطیر دارد. استفاده از این شکل با همین مفهوم در جای‌های دیگر ایران نیز رواج داشته و دارای پیشینه‌ای کهن می‌باشد.

چهارگوش با مثلثی در بالای آن (پنج ضلعی) :

این سنگ قبرها نیز همچون گروه پیشین، کاربردی جنسیت‌گرا داشته‌اند با این تفاوت که این قسم از سنگ قبرها بر روی قبور مردان، و به دو صورت ایستاده و خوابیده، کار گذاشته می‌شده‌اند. شکل این سنگ نیز همچون نمونه قبل قبرها شاید شکلی ممزوج باشد. ممزوجی از دو شکل پایه‌ا‌ی مربع و مثلث باشد. سنگی کامل از دو نیمه دو شکل کامل دیگر [نیمی از مربع و نیمی دیگر از مثلث] در سطرهای بالا نماد مربع تشریح شد. اما مثلث، در جایگاه ها و طرح‌های مختلف مفاهیم متفاوتی دارد. از جمله آن‌ها مثلثی که رو به بالا باشد نماد آتش و جنس مذکر است. مثلثی که با خورشید و گندم در رابطه است نمادی از باروری است. نکته قابل توجه این است که در سنگ مزارهای لرستان، شکل مثلث در بالای سنگ گورها که صریحاً اشاره به بالا دارد نشانگر این تفکر است که بازگشت همه به سوی اوست.

علاوه بر آنچه که در سطور بالا به آن‌ها اشاره شد، شکل هندسی ظاهر این سنگ‌ها، به ویژه در دهه‌های متأخرتر و حتی در زمان‌های متقدم‌تر، بیشتر کارکردی پیکتوگرامی (علامت گونه) داشته است. بدین معنا که بیشتر علامتی متمایز کننده، برای راهنمایی بازماندگانی که قصد یافتن مزار فرد متوفی را داشته‌اند، بوده است. علائمی که به افراد برای تشخیص گورهای مختلف و جنسیت متوفی کمک می‌کرده‌اند.

برخی آداب و رسوم عروسی در خرم آباد و لرستان

 

 

 

هنگامی که نوزاد دختری در خانواده ای( در لرستان ) بدنیا می آید ، بعضا ناف او را بنام پسر بچه (معمولا از اقوام نزدیک همچون پسر عمو ) و یا جوانی از خانواده یا طایفه دیگر می برند این عمل را نافه برییه (Nafa Boriya) می گویند و از این زمان به بعد است که نوزاد دختر اصطلاحا دسگیرو (Dasgiro) و یا نامزد طرف مقابل می شود و از جانب پسر و خانواده اش هدیه ای بنام نشونه (Neshona) برای دختر می برند و با برگزاری جشن کوچکی از این هنگام به بعد تا عروسی دختر مذکور ، تهیه لباس و برخی از مایحتاج دختر بعهده داماد خواهد بود.

 

 

۲- سرنجه گیرو (Serenje Giro)

 

 

هنگامی که دختری در لرستان به سن ازدواج رسید و بمناسبت های مختلف از سوی خانواده ها و اقوام و آشنایان بعنوان دختر دم بخت به دیگران معرفی و پیشنهاد گردید ، زنان و دختران به سن رسیده خانواده داماد به بهانه های مختلف به منزل دختر دم بخت می روند تا ضمن دیدن از نزدیک و ورانداز وی، او را مورد ارزیابی و سنجش نیز قرار دهند . این مرحله در اصطلاح لری سرنجه گیرو (Serenje Giro) نامیده میشود . واژه سرنجه در زبان لری بمعنی سنجد است  .

 

 

۳- شیرینی حرونی

 

 

زمانی که دختر انتخاب شد در روز مقرر خانواده داماد مقداری شیرینی  بهمراه کله های قند و قواره ای پارچه و یک یا چند قطعه طلا به خانه عروس میروند تا با اهدا آن نامزدی وی برای پسرشان را رسمیت داده و مورد تایید و تاکید مجدد قرار دهند . پذیرایی این روز را اصطلاحا شیرینی حرونی می نامند و معمولا رفت و آمد داماد بخانه عروس تا روز عقد بندرت صورت می گیرد.

 

 

۴- پشت عقد و سیاهه

پس از مراسم شیرینی خوردن ، دو خانواده در مذاکراتی رودر رو به بحث در مورد میزان شیربها و سایر مخارج و احتیاجات زمان عقد و عروسی می پردازند. دو طرف لیستی را که در آن  میزان شیربها یا مبلغ مهریه که اصطلاحا  آن را پشت عقد یا پشت نکاح نیز می نامند و سایر احتیاجات روز عقد و عروسی قید شده است بین دو خانواده عروس و داماد رد وبدل نموده و با توافق و رضایت به امضا مسئولان یا بزرگان خانواده ها می رسد . این لیست که سیاهه (Siyaha) نامیده می شود حتما به نام کلام الله مجید مزین است .

 

 

۵- آو ازیفه (Ow Azifa)

 

 

یک روز قبل از مراسم عقد داماد اجناسی از قبیل روغن، چای ، قند ، برنج با چند راس گوسفند (که به دست و پا و پیشانی آنها حنا بسته اند و معمولا گلونی {Golvani - پارچه بلند رنگارنگ} نیز به گردن انها آویخته اند ) به همراه نوازندگانی که با ضرب و کمانچه و سینی حاوی اسفند  دود شده است، روانه خانه عروس می کند . این کالاها و اجناس ارسالی داماد را اصطلاحا آو ازیفه می گویند.

 

 

۶- آداب دس بوسو(Das Boso)

 

 

پس از توافق و امضا قرارداد بین دو خانواده عروس و داماد ، خانواده داماد طبق قرار قبلی معمولا یک شب را جهت ادای احترام و کسب رسمی اجازه عروسی و اذن پدر دختر به منزل عروس می روند . در این شب پس از صرف چای و شیرینی ، برای آخرین بار یکی از بزرگان طایفه داماد ضمن کسب اجازه از بزرگان و پدر طایفه عروس با جملاتی چون: خدمت رسیدیم تا با اجازه شما فلانی را به غلامی خود قبول کنید ، به کسب اجازه نهایی و رسمی از پدر عروس می پردازد و پدر دختر نیز معمولا به نشانه احترام با اظهاراتی چون : اختیار با خود شماست و انشالله مبارک است ، رضایت خود از این وصلت را رسما در حضور دیگران اعلام می دارد . بدنبال اعلام موافقت پدر عروس، داماد یا برادر داماد از بین جمع برخاسته و دست پدر دختر را به نشانه سپاس و احترام می بوسد و حضار با فرستادن صلواتی ضمن تبریک به یکدیگر به شادی و پایکوبی می پردازند.

 

 

- حنا ونو(Hana Vano)

 

 

        در مراسم حنا ونو (Hana Vano) یا حنا بندان که معمولا شب قبل از عقدی است که ممکن است عروسی هم بدنبال آن باشد ، به دست و پای تازه عروس و همچنین تعدادی از دختران جوان و زنان ، در خانه عروس حنا می گذارند و عروس را آرایش کرده و برای روز عقد آماده می کنند.

 

 

۸- زو گوشونه (Zo Goshona)

 

 

         در روز عقد با مواد و اجناسی که داماد بنام آو ازیفه به خانه عروس فرستاده است ، نهار مفصلی آماده می کنند تا به پذیرایی از مدعوین  محدودی که از خانواده عروس و داماد به مهمانی مذکور دعوت شده اند ، بپردازند. صبح یا عصر همین روز توسط یکی از روحانیون ، صیغه عقد در خانه عروس جاری می شود . جناب داماد بایستی هنگام جاری شدن صیغه عقد برای گرفتن بله از زبان عروس خانم معمولا یک قطعه طلا  همراه  خود داشته باشد تا به عروس خانم هدیه کند ، این هدیه به زو گوشونه معروف است .

 

 

        معمولا جهیزیه عروس را نیز بعد از مراسم عقد به خانه داماد حمل می کنند و رسید آن را نیز دریافت می نمایند. پس از مراسم عقد ممکن است بلافاصله عروسی انجام گیرد . در این صورت با توافق طرفین همان روز عقد خانواده های عروس و داماد تعدادی از دوستان و آشنایان و اقوام خود را به خانه خودشان دعوت می نمایند تا برای پذیرایی از آنها شام مفصلی را  تهیه ببینند.

 

 

۹- ری گوشونه (Ri Goshona)- پش پرده گیر - مزگانا(Mozgana)

 

 

           وقتی شام صرف شد ، گروه کوچکی از زن و مرد وابسته به خانواده داماد بخانه پدر عروس می روند تا عروس را بخانه داماد بیاورند. تعدادی زن و مرد نیز از خانواده عروس همراه این گروه می رود . وقتی عروس را بخانه بخت فرستادند همه همراهان باز می گردند بغیر از یک زن که به او پشت پرده گیر گفته می شود .  جناب داماد باید هدیه ای از جمله یک قطعه طلا همراه داشته باشد تا جهت  دیدن جمال رخصار یار به عروس هدیه نماید ، این هدیه را ریگوشونه (Ri Goshona) می نامند. عروسی که انجام شد ، هر موقع شب که باشد پشت پرده گیر دستمالها و یا خبر عروسی را بخانه پدر عروس می برد تا مزگانا (Mozgana) دریافت نماید .

 

 

۱۰ - دوما سلام (Doma Selam)

 

 

           فردای شب عروسی از طرف پدر و خانواده عروس صبحانه عروس و داماد را به خانه تازه عروس می برند و معمولا تا مدت سه شبانه روز تهیه غذای عروس و داماد بعهده خانواده عروس می باشد . صبح روز اول عروسی داماد موظف است همراه یک نفر دیگر به خانه پدر عروس برود تا دست پدر زن خویش را مجددا ببوسد ، این ادب  و آداب  را دوما سلام (Doma Selam)  می گویند که معمولا به داماد نیز پس از ادای این ادب هدیه ای داده می شود.

 

 

۱۱- مجمه - دس - بازنه و سازنه -  شوا

 

 

        صبح روز اول عروسی ، یعنی در اولین روز زندگی مشترک عروس و داماد ، افرادی که شام یا نهار مهمان عروس و داماد بوده اند . اقدام به ارسال سینی ای به نام مجمه (Majma - سینی مسی چرخی بزرگ و کنگره دار ) به خانه داماد می کنند که درون آن هدایایی برای زوج جوان از جمله کله های قند ، شاخه نبات، پارچه ، لباس ، پول و یا وسایل دیگر است . فردی که هدایا را تحویل می دهد انعامی نیز از دست مبارک داماد دریافت خواهد نمود.

 

 

       اخیرا با تلفیق و ورود سنن دیگر مناطق کشورمان به لرستان نیز عصر سومین روز عروسی را برخی با عنوان پاتختی جشن گرفته و کلیه زنان خانواده هایی که به عروسی دعوت شده بودند در خانه داماد بصرف چای و شیرینی گرد می آیند تا هنگام پذیرایی هدایای خویش را نیز به عروس و داماد تقدیم نمایند.

 

 

          در طول مراسم عروسی که پیشتر هفت شبانه روز بود (و بعدا به سه شبانه روز رسید و و اخیرا یک شبانه و ... ) جشنی همراه با ساز و آواز و دهل لری و ضرب و کمانچه برگزار می شود و به سنت دیرینه مردان وزنان لر دست در دست به شادی و پایکوبی و رقص های متنوع سنتی لری می پردازند و اصطلاحا دس (Das) می گیرند . مهمانان و بستگان درجه یک عروس و داماد با دادن مبالغی پول به بازنه (Bazena - افرادی که بازیکنان رقص های محلی و گروهی لری اند ) و سازنه  (Sazena -  نوازندگان ساز و ضرب و و کمانچه ) و چوپی کش (Chopi Kash -  یا سرچوپی به سردسته بازیکنان و فردی گفته می شود که جلو صف رقص محلی  لری ، دستمال را می چرخاند و ریتم رقص های دو پا و سه پا و شونه شکی لری را هدایت می نماید) و همچنین سایرین شوا (Shava - شاباش ، مقداری پول بنشانه  تشویق و ترغیب است که هنگام دادن آن با صدای بلند بنام صاحب پول به فرد مورد نظر داده و اصطلاحا به آن شاباش می گویند)  می دهند. 

 

 

۱۲- پاگشا ( Pa Gosha)

 

 

          پس از یک هفته از گذشتن مراسم عروسی ، خانواده عروس مهمانی ترتیب داده و با حضور عروس و داماد و اقوام و آشنایان به پذیرایی از مهمانان و عروس و داماد می پردازند ، این پذیرایی را مراسم پاگشا (Pa Gosha) می نامند . در این مراسم نیز مجددا از طرف مادر و پدر عروس هدایای نفیسی به عروس تقدیم می شود .بدنبال این مراسم دیگر افراد خانواده عروس وداماد بنوبت و با رعایت بزرگتری و کوچکتری ، ضمن  دعوت از عروس و داماد جوان به خانه خودشان اقدام به گشادن پای زوج جدید فامیل یه منازل اقوام و آشنایان می نمایند یا اصطلاحا عروس و داماد را با الگو گرفتن از مهمانی اخیر خانواده عروس ، پاگشا می کنند

 

 

عروسي عشایر و روستاهای لرستان

 

 

        مراسم نافه بر و دستگیرونی که انجام شد و کلیکونه (Kelekona - حلقه نامزدی) را عروس در انگشت کرد ، مطابق قرار قبلی روزی تعدادی زن و مرد به خانه عروس می روند و گوسفندی با همراه مقداری  کالای لازم با خود می برند. از جمله این کالاها علاوه بر لباس عروس معمولا یک قبضه سلاح (عمدتا تفنگ برنو و اخیرا کلاشینکف) یا یک راس قاطر است که انها را با عنوان نوا شیرینی (Noa Shirini) به پدر یا برادر عروس پیش کش و هدیه می کنند. برخی اوقات نیز بسته به میزان بودجه و علاقه ، چندین خلات (Khelat - خلعت و کادو ) نیز برای نزدیکان عروس هدیه می برند.

 

 

         پس از چند روز عروس و داماد به همراه نزدیکان و اقوامشان جهت عقد رسمی عروس و داماد به محضری در شهر می روند و پس از ثبت عقد به محل سکونت خود در روستا یا سیاه چادر بازمی گردند. بدنیال شرعی شدن و رسمیت یافتن  عروسی، تعدادی از خانواده های دو طرف عروس و داماد برای کاردورسی (Karduresiye) به شهر نزدیک محل اقامت خود می روند تا اقدام به تهیه جیازی  (Jeyazye - جهیزیه ) برای عروس نمایند. تامین مخارج این خرید ها اغلب بر عهده داماد است . معمولا خرید تعداد زیادی دستمال و مقدارلازم  نقل و شیرینی از جمله اقلام ضروری اینگونه  خریدها می باشد. در بازگشت از این خرید هاست که داماد حق دارد تا گاهی بدیدن عروس برود و اصطلاحا حق زومارشتی (Zomarushtye)  خواهد داشت . 

 

 

            هنگامی بردن عروس به خانه شوهر که اصطلاحا به آن عروس برون(Aroosbaron) می گویند ، چندین سوار زن و مرد با لباسهای زیبا و خوش رنگ محلی مزین به حمایلی از قطار فشنگ و تفنگ ، با همراهی ساز و دهل بخانه پدر عروس می روند تا عروس را سوار بر مادیان سفیدی بنام سوز کیو (Soz Keyo) نمایند . روی مادیان را نیز هنگام عروس برون با پارچه های زیبا و رنگارنگی نوعی زین زیبا بنام تلمیت (Talmit) می بندند . هنگام نزدیک شدن سواران همراه داماد به روستا یا سیه چادر محل اقامت عروس ، اهالی عموما سعی در مراقبت از دام و طیور خود دارند ، چراکه در این روز مطابق رسمی پذیرفته شده ، تفنگ چیان همراه  داماد یا (زوماون Zomavan)  می توانند به حساب پدر و خانواده عروس بسوی دام و طیور اهالی محل سکونت خانواده عروس شلیک نموده و در صورت هدف قرار دادن آنها ، شکار را نصیب خود نمایند. البته فردای این روز همراهانی از خانواده عروس نیز که جهت سرزدن یا رساندن عروس به خانه داماد به روستا و محل اقامت داماد می روند و متقابلا حق شکار و شلیک به دام ها و طیور متعلق به اهالی محل سکونت داماد را با تقبل هزینه غرامت آن از سوی خانواده داماد دارند.  

 

 

         بدنبال شکار و صرف نهار و چای و شیرینی  ، عروس سوار بر سوز کیو اماده رفتن به خانه بخت می شود. معمولا مادر عروس یا یکی دیگر از زنان طایفه عروس قبل از عزیمت دخترشان کمر عروس را با شالی زیبا و رنگین به نیت آوردن هفت پسر کاکل زری می بندند و زنی نیز (معمولا مادر عروس) حامل ظرف حلوای عروس بعنوان راهی نمودن غذای عروس نیز می شود تا مراسم ربودن حلوا توسط سوارکاران نیز اجرا کرد . سینی حامل حلوا با مسابقه و رقابت سوارکاران جهت رساندن زودتر خود به حلوا و ربودن خوردن قاشقی یا انگشتی از آن برای برکت و خوش یمنی تا تمام شدن تمم حلواها و دست بدست ربودن سینی مذکور ادامه خواهد یافت .

 

 

      در محل اقامت و سکونت داماد ، خانواده داماد تدارک نهار یا شام مفصلی را در محیطی سرسبز و با صفا با برپانمودن کولا (Kola - آلاچیق و سایبانی که عموما از شاخ و برگ درخت بلوط درست می کنند) می بینند . کف کولا و سیاه چادر را با قالی و نمد ها و گلیم های زیبا و نقش دار مفروش می نمایند. با نواختن ساز و دهل زنان و مردان لر دست بدست هم مشغول باخته (Bakhte) یا رقصیدن می شوند . با نزدیک شدن کاروان حامل عروس به آبادی ، نوازندگان مستقر در محل اقامت داماد با ساز و دهل با همراهی سوارکان محلی با شلیک تیر و نواختن ساز به استقبال کاروان حامل عروس می روند. در این هنگام حاضران و نزدیکان دو خانواده عروس و داماد با پرداختن پول به سازنه (Sazena - نوازندگان ساز) و بازنه (Bazena - بازی و رقص کنندگان ) و چوبی کش (Chobi kash - سر دسته رقص های محلی ) آنها را شوا (Shava - شاباش) می نمایند. از مهمانان نیز هنگام صرف غذا با عموما پلو گوشت آماده در سینی های غذاخوری بنام مجمه (Majma) پذیرایی می شود که لذت آن نیز بنا به تجربه ، خوردن غذای عروسی در مجمه با دست و پنجه پاکیزه است .

 

 

         پس از صرف نهار یا شام و چای و شیرینی  و قبل از متفرق شدن مدعوین و حاضران ، مراسم گذاشتن گل (Goll - سینی بزرگ پر از دستمال و نقل و شیرینی ) برگزار می شود . در این مراسم گل (سینی حاوی دستمال ها) را نزد تک تک حاضران در جشن عروسی می برند و حاضران با انتخاب دستمالی ، برحسب توان مالی  و نزدیکی و خویشاوندی یا عمل متقابل ، مبلغی پول در سینی می گذارند . مبالغ مذکور در حضور کلیه افراد و خانواده عروس و داماد شمرده و یادداشت (هم برای عمل متقابل و هم ثبت میزان جمع آوری شده ) و به همه اعلام می شود و مراسم خاتمه می یابد .

 

 

         معمولا یک هفته بعد از عروسی افرادی از سوی خانواده عروس به خانه داماد می روند تا عروس را جهت تاکید بر اکرام و تکریم خانواده خود به نزد پدرش ببرند . داماد نیز پس از مدتی کوتاه با همراهان خود به خانه پدر عروس می روند تا عروس خانم را بازگرداند و عروس خانم هم  در بازگشت از خانه پدر (باووه) به خانه شوهر، مقداری هدیه و سوغات بنام باوونی  (Bawonye)  با خود می آورد .

 

 

                  در برخی مواقع  و پاره ای از مناطق عشایری ، خانواده عروس ۱ یا ۲ نفر و گاهی خانواده ای کم جمعیت را بخاطر عدم دلتنگی عروس و همدلی و کمک  دخترشان بنام سرجیازی (Sarjeyazye- سرجهازی  و سر جهیریه ) همراه عروس روانه خانه شوهر می کنند تا برای همیشه در بین طایفه داماد بماند و با آنها زندگی کنند. طایفه و خانواده داماد نیز معمولا با در اختیار گذاشتن زمین کشاورزی یا دام و امکانات لازم دیگر از حضور انان استقبال می نمایند . ظاهرا  با گذشت زمان در مواردی  ، گاهی این افراد مورد بی مهری و آزار طایفه داماد نیز قرار گرفته اند، زیرا ضرب المثل  لری  « مر سر جیازی دآتم»  مگر سرجهیزه مادرت هستم را در لرستان  زمانی بکار می برند که فردی مورد  آزار و اذیت و به مهری دیگران قرار گرفته و در پاسخ کم لطفی های دیگران بکار می رود .

موسیقی بومی ایل بختیاری

موسيقي و شهر در ايل بختياري پيوند جاودانه‌اي با زندگي ايلي يافته است. مقام‌هاي موسيقي ايل بختياري به نام ر(بيت معروف) هستند. از مشهورترين آنها به مقام گله‌داري، برزگري، ابولقاسم‌خان و مقام شيرعلي‌مردون كه تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است مي‌توان اشاره نمود

 

موسيقي و شهر در ايل بختياري پيوند جاودانه‌اي با زندگي ايلي يافته است. مقام‌هاي موسيقي ايل بختياري به نام ر(بيت معروف) هستند. از مشهورترين آنها به مقام گله‌داري، برزگري، ابولقاسم‌خان و مقام شيرعلي‌مردون كه تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است مي‌توان اشاره نمود. ر

                                        

هر طايفه و تيره نوازندگان محلي ويژه‌اي دارد كه به آنها توشمال مي‌گويند. توشمال‌ها داراي طايفه و محل زندگي جداگانه‌اي هستند، مخارج ساليانه خود را با شركت در مراسم عروسي، عزاداري و جشن‌هاي ديگر به دست مي‌آورند و به كار زراعت و دامداري نيز مي‌پردازند.  ر

 

توشمال‌ها مردمي عاشق پيشه و شاعر مسلك هستند كه بيشتر وقت زندگي روزانه خود را صرف ساختن ابيات، لطيفه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و متل‌ها مي‌كنند. آنان در به وجود آوردن آثار و ادبيات عاميانه سرزمين بختياري سهم بسزايي دارند. آلات موسيقي بختياري‌ها، ساده، محدود و عمدتاُ شامل: كرنا، ساز و دهل است. آوازهاي محلي روستاهاي چهارمحال و بختياري با لحجه‌هاي مخصوص به خودشان به خصوص در هنگام عروسي و شادي واقعاً جالب توجه است.  ر

 

موسيقي بختياري يکي از حوزه هاي گسترده موسيقي مقامي ايران است. نام مقام ها بيانگر نسبت هر نغمه با موضوع و سرگذشت ابداع آنهاست و اين بدان معناست که هر مقام اصيل موسيقي بختياري در نسبت با مراسم، آئين ها و يا سنت هاي ايل بختياري تکوين يافته است. اما مرور زمان و وسعت ارتباطات، مخصوصا در حوزه شنيداري با گرايش هاي انتزاعي، تجريدي و گاه التقاطي سبب شده است تا نغمه هاي ناب اين موسيقي از دسترس دور بماند و يا کم فروغ گردد. نغمه هاي ديگر موسيقي بختياري که بعد از موسيقي کهن اين قوم شکل گرفته اند، عمدتاً تصانيفي است که بر اساس لحن کلي موسيقي بختياري و بعضاً متاثر از يکي از مقام هاي اصلي يا نغمه هاي وابسته به آنها ساخته و اجرا مي شوند.

1- مقام گاه گريو

اصطلاح "گاه گريو" به معني وقت و هنگام مويه است. به آن "گوگريو" هم گفته مي شود که به معني امر به مويه گري است. مويه گري به معني ميتولوژيک در موسيقي عزاي بختياري در عصر حاضر هم وجود دارد؛ اگر چه علت ظهور آن ديگر، به جا آوردن آيين ها مطابق با اجزاي نهاده شده نيست، اما لااقل صورت کلي آن قابل دريافت است و مقام "گاه گريو" بستر ظهور اين جنس از موسيقي مويه گرانه است.

اما در توصيف مصداق گونه "گاه گريو" اشاره به " علي داد نودال کـُش " ضروري مي نمايد.

"علي داد" مرد شجاع، دلير و قهرمان ايل بختياري که قادر بوده است 9 "دال"(لاشخور) را با يک تير در آسمان بزند؛ توسط برادر خود به حسد کشته مي شود. موسيقي دانان و مويه گران بدين سان براي " علي داد " مويه ها نمودند و در مقام "گاه گريو" اشعار فراوان خواندند و گريستند.  در مقام " تيپومي " نيز که اشاره به خصايص فيزيکي و روحي قهرمان دارد، خوانندگان به صورت بداهه اشعاري مي خوانند و جمع با آنان دم مي گيرند و جنسي از مويه گري که کم نظير است، تجلي مي يابد.

                   سکندر درد تو درمون نداره                    گذشته کار تو برگردون نداره

2- الف) شير علي مردان

شير علي مردان يکي از خان هاي ايل هفت لنگ بود که در مبارزه با حکومت جور سرانجام به شهادت رسيد.

ب) گلوم گلوم

تصنيفي تغزلي است که انواع مختلف دارد.

3- سرکوهي

مقامي کهن است که چوپان ها آن را با ني مي خواندند و مي نواختند. اين مقام در عصر حاضر با سازهاي ديگري نيز نواخته مي شود.

4- الف) لچک ريالي

زنان ايل بختياري به روسري يا دستمال سر خود که به آن لچک گفته مي شود، سکه مي دوخته اند و زنان متمول جنس سکه ها را از نقره انتخاب مي کردند. نام تصنيف به اين موضوع اشاره دارد. اين نغمه اغلب در مراسم شادي نواخته مي شود و مورد علاقهً فراوان مردم بختياري است.

ب) برزگري

اين نغمه در راسته اي موسيقي کار قرار مي گيرد و در مورد درو و کشاورزي است که همراه شعر با حالتي تغزلي خوانده مي شود. البته بعدها با تغييراتي توسط سازهاي ديگر نيز نواخته شده است.

ج) لچک ريالي

5- الف) پيش نوازي

به عنوان مقدمه نواخته مي شود.

ب) حوري حوري

نام زني است که منظومه اي عاشقانه در وصف او سروده شده است.

6- الف) چشمهً کوه رنگ

يکي از چشمه هاي قديمي و پر آب است که سرچشمه رودخانه بزرگ استان چهارمحال و بختياري و استان هاي مجاور به شمار مي آيد. نغمه در وصف اين چشمه پرداخته شده است.

ب) سحر ناز

نغمه اي تغزلي که در وصف "سحر ناز" زن زيباي بختياري است.

7- الف) چوب بازي

همان گونه که از نام آن استنباط مي شود؛ نوعي موسيقي همراه با چوب بازي است که در آن دو يا چند مرد با حالتي حماسي و هماهنگ با ضرب آهنگ موسيقي، نبردي نمايشي را به اجرا در مي آورند. نغمه هاي اين نوع چوب بازي در موسيقي بختياري کاملا منحصر بفرد بوده و مخصوص ايل بختيار است.

به لحاظ طبقه بندي، چوب بازي يکي از انواع اصلي و مهم موسيقي بختياري است و مقامي کاملا مشخص و شناخته شده به حساب مي آيد. در تشخيص ماهيت و ساختار و حتا شيوه اجراي آن، دو نشانه مهم قابل ذکر است. اول اينکه موسيقي چوب بازي مخصوص کرنا و دهل است و تبعيت تمامي نغمات و الحان آن از يک ريتم، ميزان  و متر مشخص است. مشخصه ديگر و فرعي اين مقام، تعلق آن به فضاي باز است، چرا که صداي پر حجم و پر طنين کرنا و دهل در فضاي بسته خوشايند نيست، زيرا نواي دهل و کرنا و مقام و بازي چوب بازي، اصولا تمريني براي ميدان رزم آوري است. هنگام اجراي مقام چوب بازي که با آن دو رقصنده مشغول رقص و چوب بازي هستند، ضربات چوب رقصندگان چنان محکم و پر قدرت است که بر اثر برخورد چوب هاي بسيار محکم بلوط به يکديگر که مانند شمشير است، چوب ها شکسته و به هوا پرتاب مي شوند.

ب) ني چوپاني

نامي ديگر براي انواع سرکوهي هاست که توسط چوپانان نواخته و خوانده مي شود.

ج) چوب بازي

8- الف) پيش نوازي

ب) گلمي، هاي گل

از تصانيف جديد است که بر اساس حالت هاي کلي موسيقي بختياري ساخته شده و اساسا به سازهاي باستاني بختياري تعلق ندارد.

9- گاه گريو

10- جشن نوروزي

نغمه اي که در ايام عيد نوروز و يا به مناسبت اعياد ديگر نواخته مي شود. اين نغمه به احتمال فراوان از موسيقي هاي ديگر، وارد موسيقي بختياري شده است و اصالت آن در حوزه موسيقي بختياري نيست.

11- الف) مقام بيدگوني

لفظي کلي است که اشاره دارد به نغماتي که منشاء بيدگوني دارند.

از جمله اين نغمات گلوم گلوم است. گلوم گلوم در موسيقي بختياري انواع مختلفي دارد که نوعي از آن تحت تاثير يکي از نغمه هاي خراساني است.

ب) گل ناز جهرم

گل ناز جهرم هم مانند گلوم گلوم در حوزهً مقامي کلي که به آن حاجيوني گفته مي شود، به اجرا در مي آيد يا لااقل لفظ حاجيوني به منشاء نغمه اشاره دارد.

ج) فرود

در موسيقي بختياري، مانند موسيقي هاي ديگر، فرودهاي شناخته شده اي و جود دارد. اين مشخصه در موسيقي بختياري بسيار بارز است.

هر چه که به نغمه هاي قديم تر رجوع کنيم، حالت کلي اين فرودها شبيه تر و همسان تر مي نمايد.

 

 

آداب و رسوم مردم لرستان در رمضان ماه ضيافت الله

به گزارش خبرنگار ايرنا، م‍ردم‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ن‍ي‍ز ‌ه‍م‍و‌اره‌ ب‍‍ا ح‍ل‍ول‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک‌ رم‍ض‍‍ان‌ م‍‍اه‌ ب‍‍ه‍‍ار دل‌ ‌ه‍‍ا، خ‍ود ر‌ا ب‍ر‌ا‌ي‌ ب‍رگ‍ز‌ار‌ي‌ ‌آي‍ي‍ن‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ وي‍ژه‌ ‌اي‍ن‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک‌ ‌از م‍دت‌ ‌ه‍‍ا ق‍ب‍ل‌ ‌آم‍‍اده‌ م‍‍ي‌ ک‍ن‍ن‍د.
ب‍ن‍‍ا ب‍ه‌ س‍ن‍ت‌ دي‍ري‍ن‍ه، م‍ردم‌ اين ديار چ‍ن‍د‌ روز ق‍ب‍ل‌ ‌از ف‍ر‌ارس‍ي‍دن‌ ‌اي‍ن‌ م‍‍اه‌ ‌ع‍زي‍ز ب‍‍ا روزه‌ د‌ار‌ي‌ و ‌ع‍ب‍‍ادت‌ ب‍ه‌ ‌اس‍ت‍ق‍ب‍‍ال‌ م‍‍اه‌ رم‍ض‍‍ان‌ م‍‍ي‌ رون‍د.
در ‌اي‍ن‌ ‌اي‍‍ام‌ ب‍‍از‌ار خ‍ري‍د وف‍روش‌ زول‍ب‍ي‍‍ا و ب‍‍ام‍ي‍ه‌، ح‍ل‍ي‍م‌ و خ‍رم‍‍ا رون‍ق‌ ب‍ي‍ش‍ت‍ر‌ي‌ م‍‍ي‌ ي‍‍اب‍د و م‍ردم‌ م‍وم‍ن‌ استان س‍‍ع‍‍ي‌ م‍‍ي‌ ک‍ن‍ن‍د ب‍ه‌ ‌ه‍ن‍گ‍‍ام‌ ‌اف‍ط‍ار‌ي‌ ب‍ي‍ش‍ت‍ر ‌از ‌اي‍ن‌ ‌اق‍لام‌ ‌غ‍ذ‌اي‍‍ي‌ ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ ک‍ن‍ن‍د.
ي‍ک‍‍ي‌ ‌از س‍ن‍ت‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ ر‌اي‍ج‌ م‍ردم‌ ‌اي‍ن‌ دي‍‍ار ک‍ه‌ در ‌اي‍‍ام‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک‌ رم‍ض‍‍ان‌ ب‍ي‍ش‍ت‍ر م‍ورد ت‍وج‍ه‌ ق‍ر‌ار م‍‍ي‌ گ‍ي‍رد، ف‍رس‍ت‍‍ادن‌ ب‍خ‍ش‍‍ي‌ ‌از ‌غ‍ذ‌ا‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌اف‍ط‍ار و س‍ح‍ر ب‍ه‌ درب‌ م‍ن‍‍ازل‌ ‌ه‍م‍س‍‍اي‍گ‍‍ان‌ ب‍وده‌ ک‍ه‌ ب‍ه‌ ‌اص‍طلاح‌ ‌ع‍‍ام‍ي‍‍ان‍ه‌ ب‍ه‌ ‌آن‌ "ک‍‍اس‍م‌ س‍‍ا" م‍‍ي‌ گ‍وي‍ن‍د.
ب‍‍ان‍و‌ان‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‍‍ي‌ ن‍ي‍ز ت‍وج‍ه‌ وي‍ژه‌ ‌ا‌ي‌ در پ‍خ‍ت‌ ‌غ‍ذ‌ا‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌اف‍ط‍ار و س‍ح‍ر د‌اش‍ت‍ه‌ و ب‍‍ا پ‍خ‍ت‍ن‌ ‌ان‍و‌ا‌ع‌ ‌آش‌ ‌ه‍‍ا، ش‍ل‍ه‌ زرد، ف‍رن‍‍ي، ح‍ل‍و‌ا و ش‍ي‍رب‍رن‍ج‌ ج‍ل‍وه‌ ‌ا‌ي‌ خ‍‍اص‌ ب‍ه‌ س‍ف‍ره‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ م‍ن‍‍ازل‌ خ‍ود م‍‍ي‌ ب‍خ‍ش‍ن‍د.
ت‍‍ه‍ي‍ه‌ و پ‍خ‍ش‌ ن‍ذور‌ات‌ م‍ردم‍‍ي‌ در ‌اي‍ن‌ م‍‍اه‌ پ‍رف‍ي‍ض‌ ن‍ي‍ز ن‍س‍ب‍ت‌ ب‍ه‌ دي‍گ‍ر ‌اي‍‍ام‌ س‍‍ال‌ ن‍م‍ود ب‍ي‍ش‍ت‍ر‌ي‌ پ‍ي‍د‌ا ک‍رده‌ و ‌ه‍ي‍‍ات‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ م‍ذ‌ه‍ب‍‍ي‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ن‍ي‍ز ف‍‍ع‍‍ال‍ي‍ت‌ ب‍ي‍ش‍ت‍ر‌ي‌ در ت‍‍ه‍ي‍ه‌ و پ‍خ‍ش‌ ن‍ذور‌ات‌ م‍ردم‍‍ي‌ و پ‍خ‍ش‌ ‌آن‌ در م‍يا‍ن‌ م‍س‍ت‍ض‍‍ع‍ف‍‍ان‌ ج‍‍ام‍‍ع‍ه‌ د‌ارن‍د.
ب‍رپ‍‍اي‍‍ي‌ م‍ح‍‍اف‍ل‌ ‌ان‍س‌ ب‍‍اق‍ر‌آن‌ ک‍ري‍م‌، ت‍لاوت‌ وت‍ف‍س‍ي‍ر ک‍لام‌ وح‍‍ي‌، رس‍ي‍دگ‍‍ي‌ ب‍ه‌ م‍ح‍روم‍‍ان‌ و ن‍ي‍‍ازم‍ن‍د‌ان‌ ج‍‍ام‍‍ع‍ه‌، زي‍‍ارت‌ ‌ام‍‍اک‍ن‌ م‍ت‍ب‍رک‍ه‌، ح‍ض‍ور در م‍ر‌اس‍م‌ م‍ذ‌ه‍ب‍‍ي‌، ب‍رگ‍ز‌ار‌ي‌ ‌آي‍ي‍ن‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌اح‍ي‍‍ا در ل‍ي‍‍ال‍‍ي‌ ق‍در، ‌اج‍ر‌ا‌ي‌ س‍ن‍ت‌ پ‍س‍ن‍دي‍ده‌ ص‍ل‍ه‌ ‌ارح‍‍ام‌ و ن‍م‍‍از ‌ع‍ي‍د ف‍طر ‌از م‍‍ه‍م‍ت‍ري‍ن‌ ‌آد‌اب‌ و رس‍وم‌ م‍‍ع‍ن‍و‌ي‌ م‍ردم‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ در م‍‍اه‌ ض‍ي‍‍اف‍ت‌ ‌ال‍ل‍ه‌ ‌اس‍ت‌.
‌آن‍چ‍ه‌ ک‍ه‌ در ‌اي‍ن‌ م‍‍اه‌ در ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ب‍ي‍ش‌ ‌از ‌ه‍ر زم‍‍ان‌ دي‍گ‍ر‌ي‌ ج‍ل‍وه‌ خ‍‍اص‍‍ي‌ د‌ارد ح‍ض‍ور ‌ا‌غ‍ل‍ب‌ م‍ردم‌ ب‍ه‌ خ‍ص‍وص‌ ن‍وج‍و‌ان‍‍ان‌ و ج‍و‌ان‍‍ان‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ ‌اق‍‍ام‍ه‌ ن‍م‍‍از در ‌ام‍‍ام‍ز‌اده‌ ‌ه‍‍ا، م‍س‍‍اج‍د و س‍‍اي‍ر ‌ام‍‍اک‍ن‌ م‍ت‍ب‍رک‍ه‌ م‍ذ‌ه‍ب‍‍ي‌ و ‌ه‍م‍چ‍ن‍ي‍ن‌ ش‍رک‍ت‌ در ‌آي‍ي‍ن‌ وح‍دت‌ ب‍خ‍ش‌ ن‍م‍‍از ج‍م‍‍ع‍ه‌ ‌اس‍ت.
رف‍ت‍ن‌ ب‍ه‌ درب‌ م‍ن‍‍ازل‌ در وق‍ت‌ س‍ح‍ر و ب‍ي‍د‌ار ک‍ردن‌ م‍ردم‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ خ‍وردن‌ س‍ح‍ر‌ي‌ ي‍ک‍‍ي‌ دي‍گ‍ر ‌از س‍ن‍ت‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ دي‍ري‍ن‍ه‌ ‌ا‌ي‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ‌ه‍ن‍وز ‌ه‍م‌ در ب‍رخ‍‍ي‌ ‌از م‍ح‍ل‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ي‌ ق‍دي‍م‍‍ي‌ ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ي‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌اج‍ر‌ا م‍‍ي‌ ش‍ود.
روزه‌ د‌ار‌ان‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ در ‌اي‍‍ام‌ س‍وگ‍و‌ار‌ي‌ ‌ام‍ي‍ر‌ال‍م‍وم‍ن‍ي‍ن‌ در ل‍ي‍‍ال‍‍ي‌ ق‍در ‌اق‍د‌ام‌ ب‍ه‌ پخت ح‍ل‍و‌ا‌ي‌ ن‍ذر‌ي‌، ش‍ل‍ه‌ زرد، ‌آش‌ و ش‍رب‍ت‌ ک‍رده‌ و ب‍ه‌ ‌ه‍ن‍گ‍‍ام‌ ‌اف‍ط‍ار‌ي‌ ب‍ي‍ن‌ ‌ه‍م‍س‍‍اي‍گ‍‍ان‌ و ‌آش‍ن‍‍اي‍‍ان‌ خ‍ود ت‍وزي‍‍ع‌ م‍‍ي‌ ک‍ن‍ن‍د.
ب‍ن‍‍ا ب‍ه‌ س‍ن‍ت‌ دي‍ري‍ن‍ه‌ م‍ردم‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ب‍رخ‍‍ي‌ ‌از م‍ردم‌ روزه‌ د‌ار م‍ق‍د‌ار‌ي‌ ‌از ح‍ل‍و‌ا‌ي‌ ن‍ذر‌ي‌ ‌اي‍‍ام‌ ل‍ي‍‍ال‍‍ي‌ ق‍در ر‌ا ب‍ه‌ دل‍ي‍ل‌ ‌ع‍ظم‍ت‌ و ب‍زرگ‍‍ي‌ ‌اي‍ن‌ روز‌ه‍‍ا ب‍ر‌ا‌ي‌ ‌ع‍ي‍د س‍‍ع‍ي‍د ف‍طر ن‍گ‍ه‌ م‍‍ي‌ د‌ارن‍د ت‍‍ا ‌ه‍ن‍گ‍‍ام‌ خ‍وردن‌ ص‍ب‍ح‍‍ان‍ه‌ پ‍س‌ ‌از ي‍ک‌ م‍‍اه‌ ‌ع‍ب‍‍ادت‌ و ب‍ن‍دگ‍‍ي‌ در ‌اي‍ن‌ روز م‍ب‍‍ارک‌ ‌از ‌آن‌ ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ ک‍ن‍ن‍د.
ج‍م‍‍ع‌ ‌آور‌ي‌ ف‍طري‍ه‌ ب‍ر‌ا‌ي‌ م‍س‍ت‍م‍ن‍د‌ان‌ ب‍ه‌ خ‍ص‍وص‌ ‌اف‍ر‌اد‌ي‌ ک‍ه‌ ن‍س‍ب‍ت‌ ف‍‍ام‍ي‍ل‍‍ي‌ ب‍‍ا ي‍ک‍دي‍گ‍ر د‌ارن‍د ن‍ي‍ز ي‍ک‍‍ي‌ ‌از ‌آد‌اب‌ ح‍س‍ن‍ه‌ ‌ا‌ي‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ‌از دي‍رب‍‍از در ‌اي‍ن‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ وج‍ود د‌اش‍ت‍ه‌ ‌اس‍ت‌ .

آداب و رسوم قوم لر





 

 

جشن ها و اعياد

يکي ديگر از نمادهاي مشترک ملي، اعياد و جشن هاي مشترک در سطح ملي مي باشد، که در ايران اين موضوع در دو فرهنگ اعياد ملي و اسلامي در همه ي اقوام قابل مشاهده است.
جشن هايي مانند عيد سعيد غديرخم، عيد فطر، عيد قربان، بيست و هفتم و سيزدهم رجب، نيمه ي شعبان، عيد نوروز و مناسبت هايي چون سالروز پيروزي انقلاب اسلامي، و ... از جمله اعيادي است که در سراسر ايران بدون توجه به تمايزات قومي و منطقه اي با اختلافات جزئي گرامي داشته مي شود. در اينجا به گراميداشت دو مورد از اين مناسبت ها در مناطق لرنشين به طور مختصر اشاره مي شود.

نوروز

از ديرباز تاکنون نوروز نزد شاعران، هنرمندان، خردمندان و تمام مردم ايران زمين جايگاه رفيع و ويژه اي داشته و دارد. مردم لرستان نيز همچون ساير اقوام ايراني هم نوروز را جشن مي گيرند و هم در گراميداشت و پاسداشت اين فصل زيبايي آفرين آثار هنري و ادبي و ارزنده اي خلق نموده اند و مي نمايند. هنر و ادب مردمان لر سرشار از وصف زيبايي هاي بهار و توصيف دل انگيزي طبيعت منطقه است. گراميداشت نوروز در ميان مردم لر مانند سراسر ايران، از رسوم قديمي نشأت گرفته و تقريباً با ساير نقاط ايران به جهت کيفيت و ويژگي ها مشترک است که مراسم خانه تکاني، ديد و بازديدي، عيدي دادن و عيدي گرفتن، رفتن به خانه ي صاحبان عزا، تلاش براي از بين بردن کدورت ها و آشتي کنان، از جمله ي اين مراسم مشترک است.
از گذشته ي دور از چند روز قبل از نوروز که خانه تکاني شروع مي شد تا روز چهاردهم فروردين هر سال در خانه هاي محله هاي قديم و کوچه باغ قديمي صداي ساز و آواز با صداي پاي بهار و شميم شکوفه ها همنوا مي شد. مردم بعد از سال تحويل به ديد و بازديد بزرگان و اقوام و دوستان و همسايگان مي رفتند و با سرکشي، آئين مهرورزي و مودت را بجا مي آوردند و با تبريک عيد، ارتباط ها را تداوم مي بخشيدند و از حال همديگر خبردار مي شدند و کدورت ها را به فراموشي مي سپردند. بزرگان و به ويژه ميزبان ها با دادن عيدي به کوچک تر ها اين سنت را حفظ کرده و شادي اين ايام که يکي از نمادهاي آن شادي هاي کودکانه است را دو چندان مي کردند. در بيشتر خانه ها که داراي ذوقي بودند صدا ساز و آواز پذيراي مهمانان بود و با خواندن تک بيت هاي علي دوستي و سردادن ترانه هاي نوروزي و بهاريه ها، محفل انس را گرم تر و شادمانه تر مي کردند. با توجه به ارتباط تنگاتنگ شعر و موسيقي در فرهنگ ايراني در لرستان نيز ترانه هاي زيبايي در وصف نوروز و در ارتباط با بهار ساخته شده است ( صدا و سيماي مرکز ياسوج ).

نيمه ي شعبان

جشن هاي مذهبي نيز مانند سراسر کشور در ميان مردمان لر جايگاهي ويژه دارد.
« شادابي » در کتاب فرهنگ مردم لرستان در خصوص گراميداشت جشن نيمه ي شعبان مي نويسد: يک روز قبل از نيمه ي شعبان و زادروز تولد صاحب الزمان (عج) اهالي لرستان تدارک اين روز را مي بينند. مغازه داران، مغازه ي خود را با فرش هاي نفيس ايراني و پارچه هاي رنگارنگ و زيبا آذين مي کنند، به ويژه در بازار اصلي شهرها، خيابان ها را با چراغاني و تزئينات بسيار ديدني سرپوشيده مي کنند و تا پايان روز تولد، به وسيله ي نقاشي و خطوطي زيبا از جمله با چسباندن پنبه و با خطي خوش اين روز را به همه تبريک و تهنيت مي گويند.
در سراسر بازار، مردم لرستان همچون ديگر مردم کشورمان، شور و شوق وصف ناپذيري داشته و از مهمانان با چاي و شيريني و نذري هاي ديگر پذيرايي مي کنند. مداحان و مرشدان شهر نيز در وصف آقا امام زمان (عج) با صداي گيرا و دلچسبي به خواندن اشعار مي پردازند. در گوشه و کنار نيز صداي کمانچه و ساز و دهل به گوش مي رسد.
به مناسبت اين روز اهالي قصه هايي دارند، از جمله اين داستان که: به اعتقاد مردم کيخسرو فرزند سياوش نمرده و زنده است و به صورت طلسم درآمده و زماني که آقا امام زمان (عج) ظهور مي نمايند به فرمان خداوند اين طلسم خود به خود مي شکند و کيخسرو و شش نفر از همراهانش که يکي از آنان بيژن است بيدار مي شوند و در رکاب امام عصر (عج) شمشير مي زنند. آن ها همچنين عقيده دارند که اين طلسم در کوه شازند ( واقع در شمال شرقي شهر بروجرد و جنوب اراک ) واقع شده است. اين کوه را از آن جهت شازند ( شاه زنده ) مي گويند که کيخسرو در آن زنده است و به همين دليل اين کوه نزد اهالي جايگاه خاصي دارد و زماني که نام شازند آورده مي شود، فرد طرف صحبت مي گويد خداوند در فرستادن امام زمان (عج) شتاب فرمايد ( شادابي، 1377: 185 ).

آداب و رسوم

اگرچه فرهنگ غني مردم لر از چهار سرچشمه ي فرهنگي يعني فرهنگ بومي منطقه، فرهنگ انسان ساز اسلام، فرهنگ چند هزار ساله ي آريايي و فرهنگ معاصر ايراني تغذيه مي شود، اما در مجموع آداب و رسوم و اعتقادات خاص مردم اين خطه عمدتاً متأثر از متغيرهاي اسلاميت و ايرانيت مي باشد. هرچند ويژگي هاي جغرافيايي و منطقه اي را نمي توان ناديده گرفت ولي به دليل تأثير عميق اين دو عامل بر خرده فرهنگ هاي منطقه اي و محلي آن را در حکم شاخه هايي از همان عوامل اصلي قرار داده است. در زير به برخي از آداب و رسوم مشترک ميان مردمان لر با ساير اقوام ايراني مي پردازيم.

1. پند شکني

عنوان پند شکني که در مناطق کهگيلويه و بوير احمد استفاده مي شود، يکي از آداب و رسوم لرها است که مانند بسياري از نقاط ايران ( با نام هاي مختلف ) در ايام نوروز انجام مي شود. در اين ايام معمولاً مردم به سراغ کساني که سوگوار هستند و کسي را از دست داده اند مي روند و سعي مي کنند که لباس سياه آن ها را تعويض کرده و جاي آن لباس سفيد يا رنگي به تن آن ها بپوشانند و آن ها را از حالت عزا درآورند که اين کار را در اصطلاح محلي « پند شکني » مي گويند.

2. شب يلدا

شب يلدا در اين خطه همانند ديگر نقاط سرزمين زيباي ايران با آداب و آيين هاي خاصي برگزار مي شود. در اين شب که به آن ( اول قاره ) يا ( توک چله ) مي گويند تنقلات زيادي مصرف مي کنند. در اين شب که خانواده ها مشغول خوردن شب چره ي شب يلدا ( گندم بريان و کشمش و کنجد ) هستند، پسران خانواده هاي ديگر ( در سنين ده تا بيست سالگي ) شالي برداشته به پشت بام خانه همسايه ها مي روند و شال را از ديوار يا ايوان آويزان کرده و اشعاري را مي خوانند که در اين اشعار يادآور مي شوند امشب بلندترين شب سال است. سپس ادامه مي دهند خير و برکت در خانه ات ببارد و نان و پنير و شيره، همواره در خانه ات باشد. بزرگ خانه ات نميرد. و آن قدر تکرار مي کنند تا صاحب خانه سهمي از شب چره به آن ها بدهد ( چنگايي و حنيف، 1374: 72-73 ).

3. پايبندي به پيمان

آياتي مانند « اوفوا بالعقود » و يا رواياتي نظير « لا ايمان لمن لا عهد له » که بيانگر وفاي به عهد و عدم نقض پيمان است، در متون اسلامي از جمله قرآن کريم و احاديث و روايات معصومين نيز به کرات با آن مواجه مي شويم نيز در زمره رسوماتي است که در ميان همه تيره هاي عشايري لازم الاجراست و شخص پيمان شکن در جامعه انگشت نما و خوار و بي اعتبار مي شود. به طور خاص در گذشته در موقع جنگ و اختلافات محلي و ايلي احترام گذاشتن به پيمان ضرورت داشت. و امروزه نيز در مناطق لرنشين کماکان پايبندي به عهد و پيمان رعايت مي شود.

4. سوگواري مذهبي

مردمان لر به خاطر شيعه بودن، تعصب خاصي نسبت به اعياد و سوگواري هاي ائمه (ع) نشان مي دهند و معمولاً مردم نسبت به عزاداري حضرت اباعبدالله (ع) در اين خطه اهتمام زيادي دارند. لذا اين عزاداري ها که با شروع ماه محرم آغاز مي شود در شب هاي تاسوعا و عاشورا به اوج خود مي رسد. يکي از رسومي که در روز عاشورا به طرز خاص و با شکوهي در اين خطه اجرا مي گردد مراسم « گل » است. در لرستان براي مراسم گل در روز عاشورا خاک نرم و مخصوصي به نام گل باغچاله ( گل رس ) آماده مي کنند و در ميدان هاي بزرگ و کوچک شهر مي ريزند. صبح روز عاشورا قبل از طلوع آفتاب صداي دهل همه را به سوي ميدان هاي شهر، محلي که آن را « گل عاشورا » مي خوانند جمع مي شوند و دسته دسته افراد عزادار و سينه زن سرتاپا در گل غلت خورده و سپس در ميدان مي چرخند و يا در اطراف آتش در جاي جاي ميدان به سر خود مي زنند. پس از چند ساعت عزاداري، افراد گلي و کليه ي عزاداران در مرکز شهر حرکت کرده و تا ظهر اين مراسم ادامه مي يابد. پس از آن نيز در مراسم شام غريبان که از عصر عاشورا به مدت سه شب به همين نام برگزار مي گردد شرکت کرده عزاداري مي کنند و هر يک از عزاداران يک دستار سياه مخصوص به نام کت را به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچانند و در عزا شرکت مي کنند ( شادابي، 1377: 98-132 ).

5. آيين خاک سپاري و برپايي مراسم عزاداري براي متوفا

پيش از مرگ، چنان که گمان به مردم بيمار داشته باشند، خويشاوندان و نزديکان او شبانه روز به ديدن او مي آيند و از طرفي از ميهمانان و ديدار کنندگان او پذيرايي مي شود و معمولاً در شب چند نفري بر بالين او بيدار مي مانند. مانند ساير نقاط کشور در اين مناطق نيز پس از مرگ همه ي فاميل دور و نزديک را از مرگ فرد متوفا آگاه مي سازند که در مراسم تشيع و تدفين شرکت کنند. پس از خاک سپاري، مراسم عزاداري سه روز، هفته، چهل و سالگرد برگزار مي گردد و با اداي احترام بر فقدان او سوگواري مي نمايند.

6. خيرات مردگان

مراسم مزبور که در بسياري از نقاط کشور مرسوم است در اين نقطه از سرزمين ايران در ميان ايل هاي مختلف نيز رسم است. اگرچه تفاوت هايي ميان کميت و کيفيت آن وجود دارد. در اين مراسم که براي آمرزش مردگان برگزار مي شود، از پنج تا هفت روز به عيد نوروز مانده خانواده هاي سوگوار شير برنج، حلواي خرما، پلو و گوشت مي پزند و خانه به خانه تقسيم مي کنند و آن را خيرات نيمه برات مي گويند. تقسيم پختني ها توسط افراد خردسان انجام مي شود و فاتحه خواني و آمرزش طلبي از مقاصد اين کار است. ( صدا و سيماي مرکز ياسوج )

7. کمک و ياري

کمک رساني به افراد که هم در آيين ها و فرهنگ باستاني ايرانيان مرسوم بوده و هم در آموزه هاي اسلامي به آن بسيار تأکيد شده است در ميان لرها نيز متأثر از همان فرهنگ ها از گذشته مرسوم بوده است. کمک افراد به هم از گذشته به صورت هاي گوناگون به عمل مي آمده. اگر کسي خانه اش آتش مي گرفت و قادر به بازسازي آن نبود و نيازي به کمک و مساعدت بستگان داست، مردم وابسته و هم طايفه به او در ساختن خانه کمک مي کردند. اگر کسي در اثر بيماري يا ناتواني و فقر و يا جهات ديگر نمي توانست کشت آبي يا ديمي به موعد درو کند، مردم طايفه او دسته جمعي به کمک او مي شتافتند و محصول او را جمع آوري مي کردند و پس از کوبيدن آن را به « انبار گندم » آن شخص مي بردند. موقع نشا کردن برنج که در اصطلاح محلي بوير احمد « کلکي » و ميان مردم کهگيلويه « تولکي » گفته مي شود، همه به يکديگر کمک مي کردند. اين عمل که در لرستان و به ويژه در ميان عشاير اين منطقه به آن گل (Gall) گفته مي شود يکي از پسنده ترين ارزش هاي انساني و اسلامي است. گروه هاي متحد و متشکل کار که در اصطلاح محلي به آن ها « گل » گفته مي شود تشکيل شده تا با همت دسته جمعي و همکاري هاي بي شائبه کار کشاورزي را به انجام برسانند. اين گروه هاي ياوري که به گل پمه ( گروه پنبه )، گاو و گل ( گروه گاو جفت ) و آيم گل ( گروه افراد ) شناخته مي شود با درخواست صاحب کشت و کار و يا اراده ي خود اهالي که مرکب از عده اي مرد و زن است به ياري بر مي خيزند و در مدتي کوتاه کار کشاورزي را به انجام مي رسانند و صاحب زراعت نيز به بهترين وجهي از آن پذيرايي مي کند. ( شادابي، 1377: 142 ).

8. مهمان داري

خصلت مهمان داري و مهمان نوازي که به عنوان يکي از صفات ايرانيان در تاريخ ثبت و ضبط گرديده است از سنت هاي نيکي است که مانند بسياري از نقاط کشور در اين منطقه نيز کماکان باقي است. در گذشته اين سنت به اندازه اي گرامي بود که حتي اگر وضع زندگي عشاير صاحب خانه رونق خوبي نداشت و مجموع اعضاي خانواده صاحب خانه بر روي يک گليم يا گبه مو زير يک لحاف مي خوابيدند، مرد مهمان در کنار مرد خانه و زن مهمان در کنار زن خانه مي خوابيد و خوراکي بهتر از خوراک معمول اهل خانه به او مي دادند. اگرچه امروزه زندگي ها گرفتار تکلف بيشتري شده است و مهماني هاي دوستانه به سبک شهري جايگزين آن سنت والاي گذشته گرديده. ليکن آثار نيک اين رسم هنوز هم در ايلات دور افتاده از شهر پايدار و مورد احترام است.

9. کمک به آسيب ديدگان

دستگيري از آسيب ديدگان يکي از سنت هاي نيکوي اسلامي و ايراني است که در مناطق عشايري از جايگاهي خاص برخوردار است. کمک کردن از رسوم قديمي و ممتاز اين سرزمين است، خصوصاً در حوادث آتش سوزي و غارت و دامادي و غيره. مردم هر طايفه در صورت تقاضاي کمک از سوي خانه سوختگان و فراخور شأن و مقام ايلي خود کمک هايي از قبيل قالي، گليم، لحاف، نمد و ديگر اثاث مي دهند. همچنين در مورد غارت شدگان که به اصطلاح محلي « مرده مال » گفته مي شود وسايل خانگي داده مي شود و يا اگر گله و احشام غارت شده باشد مشابه آن گاو و گوسفند به غارت شده تحويل مي شود. کليه ي اين کمک ها بلاعوض و رايگان و به حکم وابستگي ايلي و خويشاوندي ضروري است. ( صدا و سيماي مرکز ياسوج ). علاوه بر اين چنانچه کسي در مضيقه ي مالي باشد و يا براي امر خيري مانند ازدواج نيازمند کمک باشد خودش و يا کسي از طرف او به آبادي هاي اطراف مي رود و وجوهاتي را براي کمک جمع مي کند و اهالي نيز به صورت بلاعوض با آغوش باز استقبال کرده و کمک مي کنند. در مراسم عروسي کمک ها بيشتر به صورت برنج و قند و چاي است که به اين عمل « تاسو » (Tasu) مي گويند ( شادابي، 1377: 142 ). اين سنت پسنديده در استان کهگيلويه و بوير احمد به « يوزي » معروف است و اشيا با وجوهي که به داماد داده مي شود به نام « يوزي » يا کمک دامادي ناميده مي شود.

10. آيين ها و مراسم خاص ازدواج

توجه خاصي که امروزه جامعه شناسان و متفکران اجتماعي به سنت هاي اجتماعي و فرهنگ عامه ي مردم دارند از نظر فلسفي درخور توجه مي باشد. بر همين اساس ازدواج به عنوان يک موضوع مهم اجتماعي داراي آيين و رسوم متفاوتي در سراسر دنيا مي باشد. در کشور ما نيز در نقاط مختلف به رغم خرده فرهنگ هاي متفاوت، اصول کلي اين مراسم ناشي از سنن قديمي، به ويژه متأثراز آداب اسلامي است که به ازدواج به عنوان يک سنت حسنه ي نبوي نگاه مي شود. لذا اين تأثير عميق به نحوي است که علي رغم برخي تفاوت ها در مناطق مختلف، اصول کلي و کارکردهاي آن چندان تفاوتي با يکديگر ندارد. و اگرچه در برخي موارد يک مراسم اسمي متفاوت نسبت به منطقه اي ديگر دارد ولي عملاًتشريفات آن مشترک است. در ادامه به برخي از اين رسومات که عموماً در مناطق مختلف کشورمان ناشي از فرهنگي مشترک شکل گرفته است اشاره شده و از آداب و سنني که محصول خرده فرهنگ قومي است چشم پوشي شده است.

کچه زني ( کنايه زني )

مادر يا يکي از بستگان داماد پس از مشورت بسيار خصوصي با يکي از والدين دختر مورد نظر کنايه اي را مي زند و با زرنگي خاصي سعي دارد که در نگاه اول تمايل و رضايت والدين دختر به وصلت با پسرش را مورد سنجش قرار دهد، در اين مرحله حرف صريح و رک نبايد گفته شود ( صدا و سيماي مرکز ياسوج ). اين امر که منطقه کهگيلويه و بوير احمد نيز انجام مي شود، در منطقه بختياري اصطلاحاً به آن « زير به زير » مي گويند ( چنگايي و حنيف، 1374: 33-34 ).

نشان کردن ( نشونه بندون )

پس از آنکه خانواده داماد جواب اوليه ي خانواده ي عروس را اخذ مي کنند، در منطقه ي بختياري داماد پس از دادن هديه اي به آورنده ي خبر اوليه، حلقه ي انگشتري به خانه دختر فرستاده و روي وي نشانه مي گذارد و اين بدان معناست که دختر نامزد دارد ( همان، 34)

خواستگاري مقدماتي

در مرحله نخست براي خواستگاري، خانواده داماد، فردي از نزديکان و بزرگان خويش را به خانه عروس مي فرستند تا به طور آشکار از عروس مورد نظر خواستگاري کند. خانواده عروس در اين مرحله، نظر قاطع خويش را ابراز نمي کنند، ولي مي توان از لحن آن ها فهميد که آيا رضايت دارند يا خير؟ اگر خانواده عروس در اين مرحله قصد داشته باشند کاملاً جواب منفي بدهند به نحوي پاسخ مي دهند که طرف مقابل وارد مراحل بعدي نشود. اما اگر رضايت داشته باشند، با خنده و گشاده رويي با مهمانان رضايت خود را نسبت به اين وصلت نشان مي دهند. اين رسم در منطقه کهگيلويه و بوير احمد به « کدخداگشوني » معروف است ( صدا و سيماي مرکز ياسوج ). اين سنت در ساير مناطق لرنشين نيز مرسوم است، مثلاً در منطقه ي سرد و برفگير نورآباد ابتدا جوان دلباخته جهت آگاه شدن از نظر خانواده ي مقابل، دو تن از ريش سفيدان محل را به منزل دختر مورد علاقه مي فرستد و اگر خانواده ي مورد نظر موافق باشند، روز نامزدي را تعيين مي کنند ( چنگايي و حنيف، 1374: 34 ).

نامزدي

مراسم نامزدي نيز مانند ساير نقاط ايران طي تشريفاتي خاص انجام مي گيرد، که در آن روز مبلغ جهيزيه و شيربها را مشخص مي کنند و سپس طرفين موافقت نامه را در حضور چند تن ريش سفيد امضا مي نمايند ( همان، 33 ).

شيريني حروني

زماني که دختر انتخاب شد در روز مقرر خانواده ي داماد مقداري شيريني به همراه کله هاي قند و قواره اي پارچه و يک يا چند قطعه طلا به خانه عروس مي روند تا با اهداي آن نامزدي وي براي پسرشان را رسميت داده و مورد تأييد و تأکيد مجدد قرار دهند. پذيرايي اين روز را اصطلاحاً شيريني حروني مي نامند و معمولاً رفت و آمد داماد به خانه ي عروس تا روز عقد به ندرت صورت مي گيرد ( شادابي، 1377: 90 ).

پشت عقد و سياهه

پس از مراسم شيريني خوردن، دو خانواده در مذاکراتي رودر رو به بحث در مورد ميزان شيربها و ساير مخارج و احتياجات زمان عقد و عروسي مي پردازند. دو طرف ليستي را که در آن ميزان شيربها يا مبلغ مهريه که اصطلاحاً آن را پشت عقد يا پشت نکاح نيز مي نامند و ساير احتياجات روز عقد و عروسي قيد شده است بين دو خانواده ي عروس و داماد رد و بدل نموده و با توافق و رضايت به امضاي مسئولان يا بزرگان خانواده ها مي رسد. اين ليست که سياهه ناميده مي شود حتما به نام کلام الله مجيد مزين است ( همان ).

بردن داماد به خانه ي همسر آينده اش

با نامزد شدن دختر و پسر، داماد به همراه چند نفراز کسان خود با اعلام قبلي به صرف شام يا ناهار به خانه همسر آينده اش مي رود. اين مراسم که در مناطق مختلف لرنشين با عنوان هايي چون خسي، حسيره، خوسوره و ... خوانده مي شود در مناطق مختلف با رسم و رسوماتي نيز همراه است، از جمله در منطقه ي بختياري داماد در اين روز يک دست لباس کامل زنانه به همراه يک سري رخت و تن پوش به عنوان سررختي براي هديه مي آورد ( چنگايي و حنيف، 1374: 34 ).

مهريه

اصطلاح محلي « پشت قباله » يا « حق مهر »، همان « صداق » يا « مهريه » است که در دفاتر در سند رسمي ازدواج درج مي شود و محمل « شرعي » نيز دارد.

شيربها

شيربها مبلغي است که خانواده ي شوهر به خانواده ي دختر مي دهد تا به ازاي آن خانواده ي زن جهيزيه دختر خود را تدارک و از طريق آن مقدمات عروسي را فراهم نمايند. اين رسم که در برخي از نقاط کشور از جمله بعضي مناطق لرنشين نيز رايج است در مناطقي نيز مانند استان کهگيلويه و بوير احمد چندان کاربردي ندارد.

کاغذ خانه داري

اين رسم که در برخي از مناطق کشور اجرا مي شود مربوط به بخشي از جهاز دختر است که طبق قرار توسط داماد تهيه مي گردد. در برخي مناطق لرنشين کاغذ خانه داري رسيدي است که از خانواده ي داماد گرفته مي شود که در آن کليه ي وسايل عروسي و لوازم خانه، بسته به شرايط روز، نوشته مي شود و خانواده ي پسر ملزم به تهيه ي آن ها به هنگام عروسي است. در روزگار قديم که برق نبود، وسايل برقي جزو اين وسايل نبود، ولي در حال حاضر لوازم برقي همانند يخچال، پنکه، کولر و وسايلي همانند کمد و ظروف چيني، فرش و رختخواب و ... را شامل مي شود. در مواردي نيز ماشين لباسشويي، آب ميوه گيري و ... کالاهاي لوکس ديگري را اضافه مي کنند که بستگي به شرايط اقتصادي طرفين دارد. البته اگر در مجلس ياد شده قرار شد که بعضي وسايل به وسيله ي خانواده ي دختر تهيه شود، آن کالاها از ليست ياد شده حذف مي شود.

مراسم دعوت

افرادي که بايد دعوت شوند و اينکه چه گروهي را چه کسي دعوت کند، از قبل تعيين مي شوند. يک روز قبل از موعدي که قرار است مدعوين دعوت شوند به وسيله ي کارت عروسي يا به صورت شفاهي از آن ها دعوت مي کنند که ظهر يا شامي در منزل پدر عروس يا پدر داماد شرکت کنند. بدين ترتيب طي يک يا چند روز، بسته به شرايط و تعداد ميهمانان، مراسم پذيرايي طول مي کشد.
ميهمانان براي شرکت در عروسي و صرف غذا گروه گروه خود را به مراسم مي رسانند. خانواده ها يا فاميل با همديگر خواهند رفت. آن ها قبل از حرکت در يک نقطه جمع مي شوند و مشورت مي کنند که هر فرد چه ميزان پول بدهد. مبالغه را به يک نفر مي دهند و روانه مي شوند. هنگامي که وارد شدن وظايف ميزبان شروع مي شود، با نظارت پدر و مادر عروس و يا داماد، ابتدا براي آن ها شيريني و چاي برده مي شود. اگر دعوت شده از طرف خانواده ي عروس باشد، پدر عروس و اگر از طرف خانواده ي داماد باشد، پدر داماد بايد به کنار آن ها رفته و به آن ها خوشامد بگويد. پس از صرف غذا پدر داماد و يا پدر عروس بايد جلو در بايستند تا ميهمانان را بدرقه کنند ( صدا و سيماي مرکز ياسوج ).

حنابندان

شب قبل از عقد که ممکن است مراسم عروسي هم به دنبال آن باشد، مراسم « حناونو » يا « حنابندان » اجرا مي گردد. در اين مراسم تعدادي دختر و زن جوان دست و پاي عروس را حنا گذاشته و او را براي روز عقد آماده مي کنند ( شادابي، 1377: 91 ).

نکاح کنان

در قديم در مجلس عقد کنان، عاقد که معمولاً روحاني بود ابتدا از پدر عروس و داماد، اجازه جاري کردن صيغه ي عقد دائم را مي گرفت. سپس براي گرفتن وکالت از عروس با « ترکه اي چوبي » به مجلس زنانه مي رفت. عروس زير چادر بود و يکي از بستگان عروس نيز وي را هدايت مي کرد. روحاني با ترکه چوب به سر عروس اشاره مي کرد و مي گفت: بي بي فلاني، آيا اجازه مي دهي که شما را به عقد آقاي فلاني با مهريه بهمان و اين مقدار مثقال طلا و يک جلد کلام الله مجيد، درآورم. عروس در اينجا با هدايت همان زن زير چادر از پدر، مادر، برادر، دايي و عمو و ... ( بسته به نوع هدايت زن زير چادر همراه وي ) اجازه مي گرفت، پس از چند مرتبه، فرد روحاني همان موارد را، تکرار مي کرد تا عروس « بله » را مي گفت. سپس حاضران هلهله و شادي مي کردند و روحاني صيغه ي عقد دائم را جاري مي کرد.

مراسم واطلبان

پس از انجام مراسم عروسي، عروس به همراه داماد به خانه ي پدرش دعوت مي شود که پس از آن بتواند به همراه شوهرش به خانه پدرش رفت و آمد کند. با انجام اين مراسم، عروسي از آن لحظه به بعد پايان مي پذيرد و زندگي مشترک چرخه اي ديگر را آغاز مي کند ( صدا و سيماي مرکز ياسوج ).

مراسم بره کشون

اين مراسم که در بسياري از نقاط کشور مرسوم است در مناطق لرنشين نيز اجرا مي گردد. به هنگام ورود عروس به خانه ي داماد گوسفندي جلوي او سر مي برند و عروس از روي خون آن گذشته و به خانه ي داماد وارد مي شود.

پاتختي

اين مراسم که در اکثر شهرها و روستاهاي کشورمان رايج است، در ميان لرها نيز اجرا مي گردد. پس از مراسم عروسي مهمانان و اهالي هداياي خود را به عروس و داماد مي دهند. البته در اليگودرز بر خلاف ساير مناطق استان لرستان پاتختي هفت روز پس از عروسي برگزار مي شود و در ازنا نيز روز قبل از عروسي هدايا دريافت و به خانه عروس و داماد برده مي شود

نگاهی به آداب و رسوم قدیمی نوروز در سلماس

عید باستانی نوروز از دیرباز برای مردم سلماس در میان اعیاد اهمیت زیادی داشته است؛ به طوریکه هم اکنون نیز مراسمات ویژه و مخصوصی برای گرامیداشت این ایام انجام می گیرد.

سلماس مردمی مهمان نواز و خون گرم دارد که برای مهمانان خصوصا مهمانان نوروزی ارزش و احترام فراوانی قائل هستند. این امر باعث شده است که همه ساله مهمانان نوروزی زیادی از شهرهای اطراف و سایر شهرهای ایران به دیار زیبای سلماس سفر کنند و تعطیلات نوروز را در این منطقه سپری کنند.

آداب و رسوم مردم سلماس هم در گرامیداشت ایام نوروز در نوع خود منحصر به فرد است و می توان گفت که یادگاری از سالیان دور در این منطقه است.

بر اساس سخنان بزرگان و سالخوردگان شهرسلماس که بیش از ده ها عید نوروز را در زندگی شان تجربه کرده اند ، به تعدادی از آداب و رسوم مردم دیار سلماس در سالیان گذشته می پردازیم:

در تمام چهارشنبه های اسفند ماه آتش روشن می کردند و پسران و دختران دم بخت از روی آتش  و جوی های آب می پریدند تا بختشان باز شود.

در زمان های قدیم با توجه به کمبود برنج و قیمت بالای آن خانم ها برای اهیمت دادن به چهارشنبه آخر سال، فقط در آن روز اقدام به پخت برنج برای خانواده هایشان می کردند.

علاوه بر پخت برنج، در چهارشنبه آخر سال جوانان دم بخت از بالای پشت بام ها به داخل منازل آب می ریختند و شالی آویزان می کردند  و تا زمانی که از آن  خانه جمله « خدا بختت رو زودتر باز کنه » نمی شنیدند ، به کار خود ادامه می دادند.

در ایام عید نوروز، خانم ها و دختران به پخت حلوا ، دلمه ، کلوچه محلی و .. اقدام می کردند .

آقایان هم با در دست داشتن سینی های بزرگ که حاوی حلوا و شکلات و شیرین بود از مهمانان پذیرایی می کردند.

خانواده ها در عید نوروز به دیدار فامیل ها و آشنایان می رفتند و با نقل داستان های قدیمی محفل خود را گرم نگه می داشتند.

هم اکنون آداب و رسوم قدیمی شهرستان سلماس در عید نوروز با توجه به ماشینی شدن و به قول معروف مدرنیته شدن ، تا حدودی فراموش شده است.

رسم ازدواج در آیین زردشتی ایران باستان

 

 
رسم ازدواج در آیین زردشتی ایران باستان

رسم ازدواج در آیین زردشتی ایران باستان

 
در دین زرتشتی تعدد زوجات روا نیست و گفته شده همانگونه که یک زن نمی‌تواند در یک زمان بیش از یک شوهرداشته باشد مرد نیز نمی‌تواند در آن واحد دو یا چند زن داشته باشد. اختیار زن دوم در شرایطی خاص و سخت که در آیین نامه زرتشتیان آمده جایز است نظیر اینکه زن اول فوت شده باشد.

 

در ایران باستان تنها در صورتی فرد زرتشتی می‌توانست با وجود زن اول زن دیگر اختیار کند که زن اول به تشخیص پزشک عقیم بوده و خود موافقت خویش را برای این کار اعلام کند و رضایت داشته باشد هدف از این عمل نیز بقا نسل و پرورش فرزندانی نیک برای دین و دنیاست.

 

در مورد انواع پیوند زناشویی در ایران باستان گفتنی است که زن و مرد زرتشتی به 5 صورت وتحت عناوین پادشاه زن- چاکر زن- ایوک زن- ستر زن- خودسر زن پیوند زناشویی می‌بستند که هر یک جداگانه به شرح زیر است:

 

1- پادشاه زن :
این نوع ازدواج به حالتی گفته می‌شد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ باموافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج می‌کرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا” همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج می‌کردند، پیوند زناشویی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می‌شد.

 

2-چاکر زن:
این نوع ازدواج به حالتی اطلاق می‌شد که زنی بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می‌آمد. این زن با زندگی در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی مشترک دارا بود، ولی پس از مرگ آیین کفن ودفن و سایر مراسم مذهبی اش تا سی روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزارمی‌شد.

 

ولی هزینه های مراسم بعد از سی روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود،چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود وبه همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می‌شد.حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان می‌کنندکه صحت ندارد.

 

3-ایوک زن:
این نوع ازدواج زمانی اتفاق می‌افتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت وفرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت می‌شد و رسم بر این بود که اولین پسر تولد یافته از این ازدواج به فرزندی پدر دختر در می‌آمد و به جای نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش می‌آوردند و این نوع ازدواج باعث شده که برخی افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتیان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواجمی‌کرده است. اینک اشتباه افراد ناآگاه کاملا” مشخص شد و اتهام ازدواج بامحارم کاملا” مردود است.

 

4-ستر زن:
وقتی که فرد بالغی بدون ازدواج در می‌گذشت، پدر و مادر یا خویشان این فردموظف بودند به خرج خود و به یاد فرد درگذشته دختری را به ازدواج پسری درمی‌آورند. شرط این نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد می‌شدند که درآینده یکی از پسران خود را به فرزند خواندگی فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند.

 

5- خودسر زن:
اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سن بلوغ برخلاف میل والدین خود خواستارازدواج با یکدیگر می‌شدند و مصر بر این امر نیز بودند، با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خودرای زن ثبت می‌گردید و در این بین دختر از ارث محروم می‌شد، مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او می‌دادند یا وصیت می‌نمودند که بدهند.

این نوع ازدواج ها در ایران باستان انجام می‌شد امروزه ازدواج ها تحت این عناوین ثبت نمی‌شود.
گفتنی است که طلاق در آیین زرتشتی مطرود و منفور است و تحت شرایطی ویژه و در مواردی نادر و خاص طبق آیین نامه زرتشتیان مجوز داده می‌شود.

 

منبع:rozanehonline.com

 

آشنایی با سنت ها و تاریخ چهارشنبه سوری

 

آشنایی با سنت ها و تاریخ چهارشنبه سوری

همه چیز درباره چهارشنبه سوری از چهار شنبه سوری چه میدانید چقدر با تاریخ و سنت های آن آشنایی دارید بیایید با احترام به آیین ها و حفظ نکات ایمنی سلامت جان مالمان را به خطر نیندازیم و چهار شنبه سوری شادی را در کنار خانواده داشته باشیم به گزارش تالاب :چهارشنبه‌سوری که با نام‌های چهارشنبه آخر سال و شب چهارشنبه سرخ نیز شناخته می‌شود یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

 

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

 

در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

 

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.

 

 طبق آیین باستان در این رو آتش بزرگی بر افروخته می شود که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». این جمله نشانگر مراسمی برای تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.

به بیان دیگر مردم خواهان آن هستند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به آنها بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.

 

جشن مبارزه با تاریکی
جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.

 

آشنایی با سنت ها و تاریخ چهارشنبه سوری

 

آداب و رسوم مراسم چهارشنبه سوری :
چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوری ) یکی از آیین های نوروزی امروز – که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد – «مراسم چهارشنبه سوری» است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره ی چهارشنبه سوری، کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.

 

برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند ودر برخی از شهرها و روستا ها هنوز این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از:

 
کوزه شکنی یکی از مراسم چهارشنبه سوری :

یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام ، به کوچه می افکند و می گفت :درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه

 

آجیل چهارشنبه سوری :

رسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

 
فالگوش ایستادن ،یکی از مراسم چهارشنبه سوری:

دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.
بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.

 

بوته افروزي

در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و ييماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود “زردي من از تو / سرخي تو از من”

 

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.

در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.

 

 

آشنایی با سنت ها و تاریخ چهارشنبه سوری

 

بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود، نه روزهای هفته را. استاد پورداود در این باره می نویسد : آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است ( … ) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ( … ) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند.

 

در باورهای عامیانه، چهارشنبه روزی نامبارک است. سفر نبایستی کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسی مریض نبایستی رفتن. و منوچهری گوید:

 

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                    به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد

 

آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

 

آشنایی با سنت ها و تاریخ چهارشنبه سوری

 

چهار شنبه سوری در برخی از شهر ها:

در برخی از شهرهای آذربایجان چون ارومیه، اردبیل و زنجان، همه چهارشنبه های ماه اسفند هر یک نقش و نام معینی دارند، که از جمله در منطقه ی زنجان بدین شرح است: نخستین چهارشنبه را موله گویند و به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. دومین چهارشنبه را سوله گویند، در این روز به خرید وسیله ها و نیازمندیهای عید می روند. سومین چهارشنبه را گوله گویند و به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس و غیره برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. چهارمین و آخرین چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوری ) را کوله گویند؛ ( کوله در ترکی به معنی کهنه و فرسوده است). در برخی از شهرهای ایران، از جمله ایلام (نوروز آباد)، تویسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و … مراسم چهارشنبه سوری را آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می کنند. و آخرین آتش نیز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفویه کرمان نیز، چهارشنبه سوری در ماه صفر بوده است.

 

چهار شنبه سوری در اصفهان -در اصفهان چهارشنبه سوری را «چهار شنبه سرخی» نیز می گویند.

 

یکی از دلیل ها و سندهای دیگری که نشان می دهد چهارشنبه سوری از آیین های پیش از اسلام نیست، می تواند این باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار می شود. در گاهشماری قمری آغاز بیست و چهار ساعت یک شبانه روز از غروب آفتاب روز پیش است؛ و چهارشنبه سوری، مانند بسیاری از آیین ها، جشن ها و سوگواری های مذهبی همچون عید غدیر، نیمه شعبان، رحلت حضرت پیامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماری قمری است، در غروب روز پیش برگزار می شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهای عامیانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( یعنی شب چهارشنبه ) به احوال پرسی بیمار نمی روند، و پنجشنبه را عامه «شب جمعه» می گویند.

 

در صورتی که آیین های کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و … که بر اساس گاهشماری خورشیدی است، آغاز بیست و چهار ساعت روز، از سپیده دم و یا از نیمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوری را به جشن ها و آیین های کهن ایران پیوند می زند، می تواند برگزاری رسم و جشنی به نام «سور»، در روز پنجه ( خمسه مسترقه  ) باشد که از آن تا سده ی چهارم، دوره سامانیان، آگاهی در دست است: صاحب تاریخ بخارا از برگزاری رسمی که «عادت قدیم» و با افروختن آتش در «شب سوری» ( پیش از نوروز ) همراه بوده خبر می دهد : … آنگاه امیر سدید ( منصور بن نوح ) به سرای نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری، چنان که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند و پاره ای آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و …

 

آشنایی با سنت ها و تاریخ چهارشنبه سوری

 

حوادث چهارشنبه سوری:

هرگونه بی توجهی به نکات ایمنی و سهل انگاری در برپایی مراسم چهارشنبه سوری می تواند زیان های جانی و مالی سنگین و غیر قابل جبرانی را در پی داشته باشد.حادثه برای هرکسی اتفاق میافتد. در برخی حوادث افرادی کشته شده یا به شدت آسیب میبینند. اما از بروز اغلب حوادث از جمله حوادث چهارشنبه سوری میتوان جلوگیری کرد.

 

نکاتی جهت پیشگیری از حوادث ناشی از چهارشنبه سوری:

 *والدین در تهیه وسایل آتشبازی بی خطر فرزندانشان را همراهی نمایند. کودکان به هیچ عنوان شخصاَ نباید از مواد آتش بازی و محترقه استفاده نمایند.

*از نگهداری مواد محترقه، تهیه و ساخت وسایل آتش بازی به خصوص در منزل،زیر زمین،محل کار و … جداً جلوگیری کنید.

*از حمل مواد محترقه و آتش گیر و انفجاری حتی به مقادیر بسیار کم، در جیب لباس و کیف جداًً خودداری کنید.

*در صورت نگهداری مواد آتش بازی، حتی کم خطر حتماً آن را در جای خشک و خنک نگهداری کنید.

*مواد آتش بازی (محترقه و انفجاری) را از محل هایی که مطمئن هستند خریداری کنید. این مواد را از دست فروش تهیه نکنید.

*همیشه در مواقع آتش بازی جهت اطفاء حریق، آب، کپسول اطفاء حریق و حتی الامکان جعبه کمکهای اولیه در دسترس باشد.

*مواد آتش بازی (منفجره و محترقه) را به طرف افراد دیگر پرت نکنید.

*هیچگاه مواد آتش بازی (منفجره و محترقه) را در ظروف شیشه ای یا فلزی قرار ندهید، زیرا در صورت انفجار ذرات شیشه یا فلز، به اطراف پرتاپ شده و سبب صدمات و خطرات جانی خواهد شد.

*هیچگاه از الکل برای آتش گیری مواد استفاده نکنید.

*از آتش زدن لاستیک، هیزم، کارتن خالی و امثال آن چه در واحدهای مسکونی و چه در معابر ، کوچه و خیابان خودداری نمایید.

*از پرتاب مواد آتش زا مانند فشفشه و موشک بر روی درخت ها، بام و بالکن منازل که از عوامل عمده بروز آتش سوزی است جداً خودداری کنید.

 

چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

شیراز

افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده‌است و در آنجا توپ کهنه‌ای است، که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند.[۱۰] زنان در گذشته در حمامی که آب آن از رودخانه سعدیه می‌آمد در این روز استحمام می‌کرده‌اند.(به جهت رفع بلاها و گشوده شدن بخت دختران)

 

 

شهرهای کُردنشین

در شهرهای کردنشین ایران، رسوم و مراسم آخرین چهارشنبه سال و نوروز بدین ترتیب است که ابتدا برفراز کوه ها؛ بالاترین نقطه کوه آتش روشن می‌کنند و همچنین در مکانی مناسب آتش بزرگی افروخته به دور آن به رقص محلی و پایکوبی می‌پردازند،(مانند نوعی سپاسگزاری و نیایش) کُردها از دیرباز آتش را گرامی و مقدس می‌پنداشتند و در ادبیات کُردی بسیار از آتش و مراسم نوروز کُردها یادشده است.

 

 

اصفهان

افروختن آتش در معابر، کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد. شکوه شب چهارشنبه‌سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است.

 

 

تبریز

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است. در گذشته به جای آتش‌افروختن و پریدن از روی آن صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله «آتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه» را می‌گفتند. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی‌شود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه‌سوری خوانچه‌ای از آجیل خام و میوه خشک برای او بفرستند.

 

در تبریز آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر آب می‌ریزند.

 

اهواز

در اهواز نیز مانند بیشتر نقاط ایران در آخرین سه‌شنبه شب سال برگزار می‌شود. این مراسم معمولاً با حوادثی نظیر آتش‌سوزی و آسیب‌دیدگی‌های جسمی نیز همراه است.[۱۳] این مراسم بیش‌تر در زیتون کارمندی و کارگری، کیانپارس، شهرک نفت و طالقانی، شرکت‌کنندگان بیشتری دارد و بهمین خاطر معمولاً در مسیرهای منتهی به این نواحی محدودیت‌های ترافیکی چند ساعته درنظر گرفته می‌شود.[۱۴] از دیگر آئین‌های چهارشنبه سوری که در اهواز اجرا می‌شود مراسم قاشق‌زنی می‌باشد که بیشتر کودکان به آن می‌پردازند.

 

لرستان

در لرستان این مراسم مانند دیگر مناطق ایران با روشن کردن آتش آغاز شده و پس از آن از باروت وانفجار استفاده شده و روشن کردن آتش در ارتفاعات و غلتاندن آن به کمک وسیله‌هایی به پایین مرسوم است.

 

خراسان

آشنایی با سنت ها و تاریخ چهارشنبه سوری
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری گاه سه کپه آتش (به نشانه سه پند بزرگ ایرانیان باستان: اندیشه نیک و کردار نیک و گفتار نیک[۱]) و یا هفت کپه آتش (به نشانه هفت امشاسپندان) فراهم می‌کنند
 

در استان خراسان و شهر مشهد و خراسان جنوبی مردم در قدیم در شب چهارشنبه سوری هیزم اتش می زنند. نام این هیزم ها عبارت است از چرخه، خار و اسپند. اسپند دود کردن و یا اسپند(اسفنج) به داخل آتش ریختن از آداب مردم خراسان در تمام جشن ها و مناسبت ها است. در داخل آتش اسپند نمک می ریزند که حالت ترقه و انفجار دارد.

 

قم

در استان قم به علت محدودیت‌های زیاد تعدادی از مردم جشن خود را در بیرون از شهر ۵ الی ۱۰ کیلومتر بعد از بوستان علوی برگزار می‌کنند.

 

آیین‌های چهارشنبه‌سوری

افروختن آتش

عنصر بنیادین آیین جشن چهارشنبه سوری، عنصر آتش است. در مناطق گوناگون ایران در در شب چهارشنبه سوری گاه سه کپه آتش (به نشانه سه پند بزرگ ایرانیان باستان: اندیشه نیک و کردار نیک و گفتار نیک[۱]) و یا هفت کپه آتش (به نشانه هفت امشاسپندان) فراهم می‌کنند

 

قاشق‌زنی

در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. آیین قاشق‌زنی احتمالا نشات گرفته از این عقیده است که ارواح نیک درگذشتگان در رستاخیز آخر سال به میان زندگان بازگشته و به شکل افرادی که رویشان پوشیده است به خانه بازماندگان سر می‌زنند و زندگان برای یادبود و برکت به آنان هدیه‌ای می‌دهند.[۱۷] در زند اوستا آمده است که پنج روز آخر سال تا روز پنجم فروردین اورمزد دوزخ را خالی می‌کند و ارواح رها می شوند. قاشق زنی استفادهٔ ارواح از زبان بدنی به جای زبان گفتاری است.

 

حاجت خواهی از توپ مروارید

توپ مروارید، یک توپ نظامی بزرگی واقع در میدان ارگ تهران قدیم، روبروی نقاره‌خانه قدیم. وجه تسمیه این توپ معلوم نیست اما برخی (کتیرائی، ۱۳۷۸) علت نامگذاری را چند رشته مروارید ذکر کرده‌اند که به دهانه توپ آویزان بوده‌است. نوشته حک شده روی توپ نام سازنده آنرا اسماعیل اصفهانی و سال ساخت آنرا ۱۲۳۳ (به امر فتحعلی شاه قاجار (حکومت: ۱۲۱۲-۱۲۵۰)) ذکر کرده‌است. این توپ هم اکنون جلوی ساختمان شماره هفت وزارت امور خارجه (باشگاه افسران پیشین) قرار دارد.

 

این توپ در فرهنگ عامه حائز اهمیت بوده‌است به نحوی که در دوران قاجار خرافات بسیاری پیرامون آن شکل گرفت و مردم برای گرفتن حاجت‌های خود به آن توسل می‌جستند. رواج خرافاتی از این قبیل، باعث شده بود عده‌ای از زنان و دختران، به نیت حاجت روایی و بخت گشایی به دورش جمع شوند و به آن دخیل ببندند، بخصوص در شبهای بیست وهفتم ماه رمضان و شبهای قدر. درشب چهارشنبه سوری نیز زنان و دختران پول و شیرینی و کله قند به نگهبانان توپ می‌دادند تا در اجرای مراسمشان آزاد باشند.[۱۹]صادق هدایت کتاب توپ مرواری را در انتقاد از خرافات رایج میان مردم درباره این توپ با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی آن دوره نوشت.

 

فال‌گوشی و گره‌گشایی

یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

 

آجیل مشگل‌گشا

در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی‌مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

 

وضعیت کنونی

نسل جدید ایران از آیین‌های این جشن شناخت چندانی ندارد.

برخی معتقدند در سال‌های اخیر چهارشنبه‌سوری با حرکت به سوی خشونت، تحریف و استحاله شده‌است و از اصالت خود فاصله گرفته‌است.[۲۰][۲۱] امروزه، استفاده از مواد محترقه و آتش‌زا که بعضاً دست‌ساز و خطرناک هستند بسیار رایج است و جایگزین آیین‌های کهن شده‌است.[۲۰][۲۱] در چند سال گذشته، این شب همواره دارای آمار آسیب‌دیدگی و گاهی دارای تلفات جانی بوده‌است.[۲۲] به عنوان مثال در سال ۱۳۸۹ طبق گفته رئیس اورژانس کشور، ۵ فوتی و ۱۵ معلولیت در حوادث این مراسم رخ داد

 

 

برگزاری چهارشنبه‌سوری با آلودگی صوتی، آسیب به تابلوها و دیوارهای شهر و ایجاد فضایی خشونت‌آمیز و تنش‌زا همراه است به طوری که برخی شهروندان از رفت‌وآمد در خیابان‌ها بیم دارند.

 

منتقدان چهارشنبه‌سوری

جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. کوروش نیکنام، مؤبد زرتشتی و پژوهشگر در این باره می‌گوید: «ما زرتشتیان در کوچه‌ها آتش روشن نمی‌کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می‌دانیم».

 

در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجّه زیادی به خطرات احتمالی ناشی از استفاده از مواد آتشزا و انفجاری نشان می‌دهند.

 

نوروز و چهارشنبه سوری در خارج از ایران

ایرانیان بیرون از ایران به ویژه در اروپا و آمریکا و کانادا چند دهه است که جشن‌های نوروزی را از جمله چهارشنبه سوری بصورت گروهی برگزار می‌کنند.

 

از دوره بوش روسای جمهور آمریکا هر سال پیام نوروزی برای ایرانیان می‌فرستند. در روز چهارشنبه سوری ۱۳۹۳ برای اولین میشل اوباما در مراسم سفره نوروزی کاخ سفید سخنرانی کرد و باراک اوباما در پیام خود گفت: «با درود، نوروزتان مبارک و پیروز.هفته پیش همسر من میشل کمک کرد تا در اینجا نوروز را جشن بگیریم.
این جشن بزرگداشتی بود برای فرهنگهای گوناگون، غذا، موسیقی و دوستی جوامع مهاجری که هر روزه خدمات فوق‌العاده‌ای در ایالات متحده ارائه می‌کنند.»

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

 

مردمان خراسان رضوی مردمی با فرهنگ و رسوم و رسومات خود هستند که ما به بخشی از آن خواهیم پرداخت.

 

فرهنگ مردم خراسان رضوی در اکثریت مناطق استان همان فرهنگ مردم ایران است البته کمی در جزئیات در شمال و جنوب و در بین ترک و کرد تفاوتهایی دارد که قابل تامل نیست. خراسان رضوی محل زندگی اقوام گوناگونی است كه به رغم تفاوتهای نژادی و فرهنگی ، به واسطه رشته محكمی از عوامل پایداری چون دین و ملیت با هم متحدند .

 

به گزارش تالاب گرچه آنها در جمع خود به زبان و لهجه مادری سخن می گویند و به آداب و رسوم نیاكان خویش پایبندند اما همواره از اینكه مسلمان و ایرانی هستند به خود می بالند . یكی از دلایل تنوع چشمگیر ساكنان خراسان رضوی ،كوچ اختیاری و یا اجباری به سرزمین وسیع و حاصلخیز بوده است . در سفری از شمال به جنوب خراسان رضوی تنوع نژادی و گوناگونی گویش مردمان آن نواحی را به روشنی می بینیم . از جمله ویژگیهای فرهنگی مردم خراسان رضوی ، علاقه به موسیقی بومی است كه در جشنها و مراسم اجرا می شود.

 

 

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

 

با پراكندگی طوایف در استان خراسان رضوی ، شیوه های اجرای موسیقی نیز متنوع است . موسیقی كردهای شمال خراسان رضوی ، تركمنها ، بلوچها و شرق خراسان رضوی هریك به تنهایی حائز اهمیت است .به طور كلی آلات موسیقی خراسان رضوی عبارتند از ، دوتار ، سرنا، دهل ، دپ، قشمه، كمانچه ونی . بلوچها نیز در نواختن ساز قیچك از مهارت خاصی برخورداند .

 

بلوچها بیشتر در شرق و جنوب خراسان رضوی مستقرند و به فعالیتهای كشاورزی و دامداری مشغولند ، آنهامسلمان و غالبا اهل سنت هستند . مردان و زنان بلوچ نیز در استفاده از پوشاك سنتی خویش اصرار می ورزند . زنان بلوچ علاوه بر به كار گیری پارچه های گلدار ، در تهیه پوشاك سنتی خویش از هنر سوزن دوزی استفاده می كنند . گلدوزی ساده دور یقه ، آستین و جلیقه زنان و قیطان دوزی لباس تقریبا در میان عشایر و روستانشینان تمام نقاط خراسان رضوی رایج است .

 

طوایف و گروههای دیگر در تركیب جمعیتی استان خراسان رضوی عبارتند از :

 

عربها در جنوب خراسان رضوی ، اسماعیلیان در حوالی بیرجند ونیشابور ، بختیاریها در نوخندان درگز ، هزاره ها در شمال و شرق خراسان رضوی ، تاجیكها در شرق خراان و مشهد ، حیدری ها در تربت حیدریه و جنوب خراسان رضوی و سیستانیها در شرق و جنوب خراسان رضوی.

 

اغلب مهاجرتهای داخلی استان منحصر به كوچ روستاییان به مراكز شهری است . شهر مشهد تقریبا از تمامی نقاط ایران و برخی كشورهای دیگر از جمله عراق و افغانستان مهاجر پذیرفته است . در شمالی ترین نواحی خراسان رضوی ، تركمنها زندگی می كنند ، آنها مسلمان و اهل سنت هستند و به زبای تركی و به لهجه تركمنی تكلم می كنند و بیشتر به كارهای كشاورزی ، دامداری و بافت قالیچه مشغولند . پوشاك مردان وزنان تركمن بسیار ظریف وزیباست .زیور آلات خاص تركمن ها برزیبایی پوشاك زنانه می افزاید .

 

 

 

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

 

كردها و تركها در منطقه وسیعی از نواحی شمال خراسان رضوی زندگی می كنند . تعدادهر یك از این دو گروه بسار بیشتر از تركمنهاست . مذهب این اقوام ، شیعه اثنی عشری است و به زبانهای تركی و كردی تكلم می كنند . تركیب جمعیتی شهرهای بجنورد ، شیروان ، قوچان ، اسفراین ، درگز و كلات علاوه برفارسی زبانان از این دو گروه شكل گرفته است .

 

در این مناطق پوشاك مردان و زنان از ویژگیهای خاصی بر خوردار است كه آن را از بقیه نقاط خراسان رضوی متمایز ساخته است ظریفتیرین پارچه های ابریشمی در كارگاههای سنتی زاوین كلات بافته می شود . به كارگیری رنگهای قرمز ، زرد، صورتی و سورمه ای در این پارچه ها ، پوشاك محلی تركمنها ، كردها و تركها را به یك اثرهنری بدیع مبدل ساخته است

 

آداب و رسوم ماه محرم در مشهد مقدس
مراسم و سنت‌ها پيرامون حادثه عاشورا و عزاداري امام حسين(ع) يك سري سنت‌ها و مراسم ميان مردم معمول است كه در طول سال و اغلب در دو ماه محرم و صفر و به ويژه در دهه عاشورا به آن عمل مي‌شود. آداب و سنن در مناطق مختلف جهان و حتي در شهرهاي مختلف ايران نيز متفاوت و متنوع است. سنت‌هاي رايج، گاهي پشتوانه‌اي ديني دارد و متكي به روايات و مستند به فقه و حديث است، و برخي هم از ابداعات و ساخته‌هاي مردم و تقليدهاي بي‌اساس است.

 

برخي از روايات مستند به فقه و حديث از اين قرار است: عزاداري و گريه بر امام حسين(ع)، نوحه‌خواني و مرثيه‌خواني، سينه‌زني ، برپايي مجالس در تكيه‌ها، حسينيه‌ها، خانه‌ها و مساجد، تشكيل هيئت‌ها در ايام محرم، نذر و احسان و صدقه و اطعام مردم براي سيدالشهدا، سقايي و چاي و آب و شربت دادن به مردم، ساختن حسينيه و تكيه، ياد حسين(ع) هنگام نوشيدن آب، پوشيدن لباس سیاه، سياه پوش كردن اماكن و گذرگاه‌ها و مساجد و حسينيه‌ها، راه انداختن دسته‌هاي عزاداري در خيابان‌ها، برپايي مراسم شام غريبان، برگزاري مجالس مقتل‌خواني و زيارت عاشورا، نذر براي آوردن كودكان خردسال به ياد علي‌اصغر(ع) در دسته‌هاي عزاداري، علامت‌ها و نخل‌ها، پختن آش نذري و سفره انداختن و اطعام عزاداران، زيارت رفتن، گراميداشت اربعين امام حسين(ع)، سر برهنه و پاي برهنه بودن در عزاي حسيني به ويژه عاشورا و اربعين.

 

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

 

عزاداري سنتي
شيوه‌اي كه نسبت به زنده نگه داشتن ياد حادثه عاشورا و حماسه حسيني از ديرباز مطرح بوده و جنبه مردمي يافته است. اين شيوه شامل مرثيه‌سرايي، نوحه‌خواني، گريستن و گرياندن، تشكيل هيئت‌ها و دسته‌هاي سوگواري، سينه‌زني، ذكر مصيبت، مجالس وعظ و روضه‌خواني و… است. اين گونه شيوه‌ها چون با روح و جان و عاطفه ی شيعه آميخته است، هر چه بيشتر به آن رنگ مردمي مي‌بخشد و عامل جذب و تجمع و تشكل انبوه شيفتگان اهل‌بيت(ع) مي‌گردد.

 

 

آغاز محرم در مشهد مقدس
هر سال با حلول ماه عزا و ماتم و در شب اول ماه محرم، در کنار همه ی تکایا و مساجد، مراسم باشكوهي در مهديه مشهدالرضا(ع) با حضور پيشكسوتان، مداحان، و اقشار مختلف مردم برگزار مي‌گردد. در اين شب پيشكسوتان و مداحان قديمي اهل بيت(ع) شروع محرم را با اين شعر اعلام مي‌نمايند:

 

محرم آمد و عيشم عزا شد

حسينم وارد كرب و بلا شد

 

سپس مراسم سينه‌زني و نوحه‌خواني و پس از سخن‌راني انجام مي‌شود و در پايان از محل موقوفاتي كه از طرف خيرين در نظر گرفته شده مدعوين با صرف شام پذيرايي مي‌شوند.

 

 

مختصري از چگونگي وقف
وقف، نوعي صدقه جاريه است كه براي درازمدت، عموم مردم از آن بهره‌مند مي‌شوند و حتي پس از فوت واقف نيز، ثواب آن به روح او مي‌رسد. همواره افراد متمكن براي باقي گذاشتن خيرات، اقدام به وقف مي‌كردند و از همين رهگذر، مساجد، مدرسه‌ها، تكيه‌ها، آب انبارها، كتاب‌ها، بيمارستان ها و امور خيريه بسيار پديد مي آيد.

 

 

علاقه‌مندان به اهل بيت(ع) و ائمه(ع)، به ويژه محبان سيدالشهدا(ع) مال و املاك بسياري را در طول تاريخ براساس اين سنت حسنه، وقف اباعبدالله(ع) كرده‌اند كه درآمد حاصله از اين املاك صرف امام حسين(ع) و برپايي مجالس عزاي حسيني، نوحه‌خواني، بنا و تعمير حرم‌ها و بقاع متبركه، زاير و خدام آن حضرت، كمك به بينوايان و اطعام مستمندان و محرومان مي‌شود.

 

 

موقوفات امام حسين(ع) بودجه مردمي عظيمي است كه هميشه و همه جا پشتوانه زنده نگه داشتن نام و ياد عاشورا و اهل‌بيت(ع) بوده است. به بركت مجالس حسيني و تبليغات ديني كه در آن‌ها مي‌شود، اسلام و احكام الهي زنده مي‌ماند و جانبازي‌ها و ايثارگري‌ها حسين بن علي(ع) و يارانش، به مردم درس عزت و آزادگي مي‌دهد. و همين فرهنگ، سبب پديد آمدن مدرسه‌هاي عظيم و كتابخانه‌هاي غني و مساجد و حسينيه‌ها و مراسم پرشكوه گشته است.

 

 

در آنچه به موقوفات اباعبدالله(ع) و عاشورا مربوط مي‌شود، نكات جالبي وجود دارد كه مشاركت مردمي را در هزينه اقامه مجالس عزا براي آن حضرت مي‌رساند. امروز هم در شهر مشهد، افراد خیر و نیکوکار موقوفات فراوانی را تقدیم به ساحت اهل بیت علیهم السلام، علی الخصوص حضرت امام حسین(ع) و حضرت امام رضا(ع) می کنند

 

 

روز اول محرم معمولا در برخي از حسينيه و تكايا رسم بر اين است كه در دهه اول محرم و دهه آخر صفر، سه نوبت مجلس روضه خواني برگزار مي‌شود. صبح‌ها بعد از نماز صبح، عصرها تا نزديك غروب و شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشا. قبل از شروع سخن‌راني، نخست ذکر مصیبت اجراء گرديده، سپس يك يا دو نفر از وعاظ كه ممكن است از ديگر شهرها و مشهد دعوت شده باشند، به مناسبت، روضه مي‌‌خوانند و پس از آن با گستردن سفره، مدعوين اطعام مي‌شوند.

 

 

 

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

 

 

جامه سياه
رسم است كه در سوگ عزيزان، لباس سياه مي‌پوشند. در ايام محرم نيز عزاداران در عزاي سيدالشهدا(ع)، هم خود لباس سياه مي‌پوشند، هم مساجد و تكايا و سر در ساختمان‌ها را سياه پوش مي‌كنند. در این ایام تمام شهر مشهد سیاه پوش می شود. در اشعار محتشم كاشاني است:

 

اي عالمي سياه به تن، در عزاي تو
اي جان پاك آدم خاكي فداي تو
اي جن و انس، مويه‌گر اندر مصيبتت
اي خاص و عام گريان اندر رثاي تو

 

نقل شده چون امام حسين(ع) شهيد شد، زنان بني هاشم سياه پوشيدند و عزاداري كردند و امام سجاد(ع) براي سوگ و ماتم آنان غذا تهيه مي‌كرد(سفينه البحار، ج 1، ص 670)

 

 

خطبه‌خواني شب عاشورا در بارگاه حضرت رضا(ع)
مراسم خطبه‌خواني در صحن انقلاب(عتيق) حرم مطهر ثامن الحجج(ع) هر سال دو بار برگزار مي‌شود؛ يك بار شب شهادت سالار شهيدان؛ و يك بار هم در شب شهادت ثامن‌الائمه امام علي بن موسي الرضا(ع). همچنين مراسم شام غريبان در شب بعد از ليالي مذكور، براي عرض تسليت به ولي‌نعمت مان ابوالحسن الرضا(ع). در اين مراسم كليه خدمه و حفاظ آستان قدس رضوي، جمع مي‌شوند و شمع به دست مي‌گيرند و مراسم خاصي در صحن انقلاب با حضور مردم و دسته های عزاداری برگزار مي‌كنند.

 

 

خدام شمع به دست در ابتدا دور تا دور صحن انقلاب مي‌ايستند؛ و در اين مراسم شخصيت‌هاي مختلف علمي و مملكتي حضور دارند. در ابتداي مراسم، عده‌اي از دربانان حرم رضوي با تشكيل دو صف و با در دست داشتن چراغ لاله‌هايي كه داخل آن شمع روشن كرده‌اند، دور تا دور صحن انقلاب را مي‌چرخند، مداحان هم ايام حزن و سوگ را به پيشگاه حضرت رضا(ع) تسليت مي‌گويند و با قرائت قسمتي از زيارت عاشورا مشغول عزاداري مي‌شوند.

 

 

شهداي عاشوراي حرم رضوي
در ظهر عاشوراي حسيني سال 1373 كه زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت رضا(ع) به عزاداري سالار شهيدان مشغول بودند، دست پليد نفاق، همه خشم و عصبانيت اسكتبار جهاني را در قالب بمبی قوی در كنار مضجع نوراني امام رئوف منفجر نمود كه عده‌اي را مجروح و تعدادي از دلدادگان در جوار مرقد نوراني حضرتش به فيض شهادت و لقاء شيرين يار راه يافتند، يادشان گرامي، روحشان شادمان باد.

 

آداب ، رسوم و مراسم در خراسان رضوی

 

هيئت شام غريبان خدمه حضرت امام رضا(ع) در مشهد
مراسم شام غريبان، مانند خطبه دو بار در سال اجرا مي‌شود، يكي شب شهادت حضرت اباعبدالله الحسين(ع)، يك بار هم در شب شهادت حضرت امام رضا(ع) كه در اين دو شب حزن و اندوه، كليه خدمه آستان قدس رضوي اعم از خادم، كفشدار، دربان، نگهبان، حفاظ و فراش، در محل اداره مركزي آستان قدس (چهارراه شهدا) حضور بهم رسانيده و مشغول سوگواري مي‌شوند.

 

 

در اين جا هم چراغي روشن نيست و محوطه غير از نور چند شمع كاملا تاريك و غم‌انگيز است و به محض پخش آواي ملكوتي اذان، نمازجماعت پر صلابتي برپا مي‌گردد، سپس خدمه با در دست داشتن شمعي روشن و نظمي خاص به صورت دسته براي عزاداري و سوگواري و عرض تسليت به محضر ولي‌نعمتشان، به سمت حرم مطهر به راه مي‌افتند. مردم و زائرين ماتم‌زده از ساعتي قبل، مشتاقانه در دو طرف خيابان براي ديدن هيئت نوكران آقا امام رضا(ع) اجتماع نموده، با آنان همدردي و براي سلامتي خادمين حضرت رضا(ع) صلوات مي‌فرستند.

 

 

نذورات
یکی از آداب و رسوم زیبای مردم مشهد در این ایام، انجام نذورات و مبرات می باشد. این موضوع با توجه به حضور گسترده ی هیات عزاداری از سراسر استان و کشور، صحنه هایی زیبا از عشق و دلدادگی مردم شهر بهشت به ساحت قدسی حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به نمایش می گذارد. از گذشته های دور، مردم مشهد میزبان دسته های عزاداری در منازل خود بودند.

 

 

دسته های عزاداری مخصوصاً از شهرهای اطراف به مدت دو روز و بیشتر در منازل شخصی مشهدی ها ساکن می شدند و صاحبخانه خود را موظف به خدمت گذاری به آنان می دانست. برپایی ایستگاه های صلواتی در مسیر دسته های عزاداری، پهن کردن سفره های نذری و پذیرایی با غذاهایی همچون شله، حلیم و … ، انجام خدمت به هیات های عزاداری در طول مسیر دسته ها همچون توزیع آب، کمک به ایستگاه های صلواتی، و .. از جمله ی این امور می باشد که هنوز هم رواج دارد.

 

اما مقصد غالب دسته ها و هیات ها در روز تاسوعا و عاشورا، حرم مطهر حضرت ثامن الحجج(ع) است. عزاداران در این دو روز در قالب دسته های عزاداری از خیابان های منتهی به حرم مطهر وارد صحن و سرای رضوی شده و پس از عرض ارادت به ساحت ملکوتی امام مهربانی ها، از صحن خارج می شوند.

از ختم یا علی یزدی‌ها تا مراسم علم شمشیری قشمی‌ها در شب‌های قدر از ختم یا علی یزدی‌ها تا مراسم علم ش

از ختم یا علی یزدی‌ها تا مراسم علم شمشیری قشمی‌ها در شب‌های قدر

هر یک از اقوام ایرانی از کرد و بلوچ و فارس وعرب و ترک و ترکمن و لر و گیلکی و قشقایی و... در شب‌های قدر دارای آداب و آیین‌های ارزشمند و پرجاذبه‌ای هستند که آشنایی با آن‌ها خالی از لطف نیست.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، ماه مبارک رمضان، بافضیلت ترین و بابرکت‌ترین ماه‌ها است؛ ماهی که خداوند متعال درهای رحمت خویش را بر بندگانش می‌گشاید و کلام او که کامل‌ترین برنامه هدایت و سعادت انسان است، در این ماه بر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نازل‌شده است.

... از نیمه ماه که می‌گذریم، کم‌کم به شب‌های قدر که از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است، نزدیک می‌شویم، این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.

 عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است؛ در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان (عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

از این رو هر یک از اقوام ایرانی از کرد و بلوچ و فارس وعرب و ترک و ترکمن و لر و گیلکی و قشقایی و... در شب‌های قدر دارای آداب و آیین‌های ارزشمند و پرجاذبه‌ای هستند که آشنایی با آن‌ها خالی از لطف نیست.

آداب و رسوم ترکمن‌ها در شب‌های قدر

ترکمن‌ها برای شب 27 ماه مبارک رمضان احترام خاصی قائل هستند. در این شب برای پذیرایی از میهمانان که به دیدار می‌آیند، سفره‌های رنگین می‌چینند و به نام «قدر گیجه» شب قدر شادی می‌کنند؛ زیرا معتقدند شب قدر شب نزول قرآن بر صاحب ختمی مرتبت برای هدایت بشر است؛ طبق آیه قرآن کریم عبادت در این شب بهتر از عبادت 1000 ماه می‌باشد که در آن شب قدر نباشد.

علاوه بر آن به اعتقاد ترکمن‌ها حضرت خضر (ع) بر کسانی ظاهر می‌شود که نیکوکار هستند، پس گروهی که خود را مستحق زیارت آن حضرت می‌دانند تا وقت سحری به دیدار اقوام و دوستان می‌روند تا شاید بخت بیدار دیدار آن یار آشنا را بشارت دهد.

ضمناً در این شب خانواده‌هایی که قصد ازدواج و وصلت دارند، هدایا و نقل و شیرینی برای خانواده عروس می‌برند و این ایام را به آنان تبریک و شادباش می‌گویند. همچنین ترکمن‌ها عقیده دارند که پرداخت فطریه قبل از شب قدر ثواب بیشتری دارد، اگرچه تا پایان ماه مهلت دارند.

آداب و رسوم اهالی استان سمنان در شب‌های قدر

اهالی استان سمنان در شب‌های قدر پس از صرف افطار در مسجد محل خود حضور یافته و با خواندن قرآن و دعاهای جوشن کبیر، مجیر، افتتاح و ذکر مصیبت به شب‌زنده‌داری مبادرت می‌ورزند؛ زنان نیز در این شب‌ها خرما، انواع نان محلی، شله‌زرد و غیره بین عزاداران تقسیم می‌کنند.

در نقاط مختلف استان سمنان زنان و مردان در لیالی قدر هم‌زمان با خواندن هر بند از دعای جوشن کبیر بر روی ظرفی از قند، نبات، نقل و یا خرما دمیده و خوردن آن را به نیت شفا و تبرک توصیه می‌کنند؛ همچنین گره زدن بر روی نخ به هنگام خواندن دعای جوشن کبیر پس از قرائت هر بند از دعا توسط برخی از زنان مرسوم است.

در شهر شاهرود زنان همزمان با تلاوت دعای جوشن کبیر ظرفی از آب حاوی زعفران را نزد خود نگه داشته و با خواندن هر بند از دعا بر آن می‌دمند تا به‌عنوان تبرک آن را با خود به خانه ببرند.

در روستای جزن دامغان نیز در این شب‌ها دستجات زنجیرزن از مساجد و حسینیه‌های محل به راه افتاده و با گذر از معابر و کوچه‌ها به زنجیرزنی و عزاداری می‌پردازند.

در روستای کوه زر با فرار رسیدن ۲۱ رمضان برخی اهالی به نیت اموات خود نان فتیر پخته و بین سایرین تقسیم می‌کنند.

اهالی نقاط کویری استان سمنان در روز شهادت حضرت علی (ع) از انجام فعالیت‌های روزمره خودداری کرده و مرسوم است که دامداران شیر دام‌های خود را در این روز به فقرا و نیازمندان داده یا برای تهیه افطار و پذیرایی از نمازگزاران به مساجد محل می‌دهند.

شب ۲۷ ماه رمضان

در باور برخی اهالی، نزول قرآن در این شب بوده و بر این اساس برخی تا پاسی از شب به احیاء و شب‌زنده‌داری در مساجد می‌پردازند؛ از این رو زنان سمنانی، گرمساری و دامغانی در این روز به جهت شادی ناشی از کشته شدن قاتل ملعون امام علی (ع) به دست و پای خود حنا می‌بندند؛ برخی زنان در این روز گوش دختران خود را سوراخ کرده و برای آن‌ها گوشواره می‌خرند.

آداب و رسوم اهالی استان گلستان در شب‌های قدر

با فرا رسیدن شب‏هاى احیاء، مردم روزه‌دار گلستان با اشتیاق فراوان در مساجد حضور می‌یابند و مراسم احیاء را با خواندن قرآن، دعاى جوشن کبیر برپا می‌کنند و دسته‌های عزادار در مساجد به سینه‌زنی و عزادارى می‌پردازند.

برپایی مراسم  احیا شب‌های قدر در مسجدها، مکان‌های مذهبی و در برخی خانه‌ها از دیگر مراسم مشترک بین گلستانی‌هاست.

آداب و رسوم مردم مشگین شهر در شب‌های قدر

مراسم احیا مراسم احیا از لحظات روحانی و به یاد ماندنی است که مردم این شهرستان سعی می‌کنند از فیض این شب‌ها به دور نمانند؛ در شب‌های احیا و شهادت امیرالمؤمنین (ع)، مردم برای احیای این شب در مساجد جمع می‌شدند و به خواندن دعا و مناجات می‌پرداختند؛ اهمیت بیداری این شب در نظر مردم، آن‌قدر زیاد بود که با خود خوراکی به مسجد می‌آوردند.

آداب و رسوم کردستانی‌ها در شب‌های قدر

برپایی مراسم اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان و مصادف با لیالی قدر در مساجد، حفظ چهل حدیث از احادیث نبوی و جشن نزول قرآن کریم و مولودی‌خوانی و قصیده بردیه خوانی از دیگر آدابی است که کردهای اهل سنت در ایام ماه مبارک رمضان به جای می‌آورند.

در کردستان و مناطق اهل سنت لیالی قدر را نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم و بیست و هفتم می‌دانند و تمام این شب‌ها را تا صبح بیدارند و به تلاوت قرآن و شب‌زنده‌داری و برگزاری مراسم مذهبی می‌پردازند و به طور کلی می‌توان گفت مراسم شب قدر در مناطق اهل سنت در ۱۰ شب آخر ماه رمضان آغاز شده و مردم متدین این خطه از میهن اسلامی تمام سعی خود را برای با شکوه برگزارشدن آن به کار می‌گیرند.

به طور کلی می‌توان گفت که مراسم شب‌های قدر در ماه رمضان در مناطق اهل سنت شامل مراسم اعتکاف، جشن نزول قرآن، برگزاری مراسم مذهبی، نذر و نذورات و پرداخت فطریه است و یکی از باورهای عمیق مردم اهل سنت شافعی مذهب کردستان ارادت ویژه آنان به اهل‌بیت‌ رسول‌الله (ص) و بزرگان دینی است که در این ماه مبارک نیز همزمان با ایام ضربت و شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) به اوج خود می‌رسد.

در مناطق مختلف کردستان مردم با پخش نذورات و برپایی مراسم ویژه ادعیه خوانی و برگزاری مراسم ختم قرآن کریم ارادت خویش را به مولای متقیان اعلام کرده و زنان خانه‌دار با پختن انواع نان‌های سنتی در روز ۲۷ رمضان برای مراسم شب هفتم شهادت حضرت علی (ع) نذورات خود را به جای می‌آورند و این مهم هم‌اکنون نیز در جای‌جای کردستان انجام می‌شود.

آداب و رسوم یزدی‌ها در شب‌های قدر

در شب‌های قدر مردم یزد نیز مانند مردم سایر مناطق کشور مراسم احیا برگزار می‌کنند و در اغلب مساجد بزرگ شهر نظیر مسجد جامع کبیر، مسجد امیرچخماق، مسجد برخوردار، مسجد ریگ، مسجد ملااسماعیل، مسجد فرت، مسجد شیخداد، مسجد حظیره، مسجد صاحب‌الزمان و یا مساجدی که قداست خاصی برای آن قائل هستند مانند مسجد قل هواللهی و مسجد یعقوبی این مراسم برگزار می‌شود و در غیر این صورت در مساجد نزدیک محل زندگی‌شان قرآن بر سر می‌گذارند و ادعیه خاص مانند دعای توسل، دعای جوشن کبیر، ابوحمزه ثمالی، دعای مجیر، زیارت عاشورا و نمازهای هفت قل هواللهی خوانده می‌شود.

در شب‌های قدر مردم ابتدا غسل می‌کردند و احیا می‌گرفتند، در گذشته مرحوم صدوقی در مسجد حظیره نمازهای صد رکعتی را می‌خواند و بسیاری از مردم با اقتدای به ایشان، صد رکعت از نمازهای قضا شده را بدون وقفه می‌خواندند.

همچنین تسبیح‌هایی با هزار دانه در بعضی مساجد تهیه شده بود که ختم یا علی می‌گذاشتند و قبل از آن نماز مخصوصی را در چهار شب جمعه می‌خواندند و اشعاری مانند یا اله‌العالمین در باز کن/ یا امیرالمؤمنین در باز کن/ مشکلی افتاده در کار من/ با دو انگشت یدالله باز کن و همچنین سرکوه بلند فریاد کردم/ امیرالمؤمنین را یاد کردم/ امیرالمؤمنین ای شاه مردان/ دل ناشاد ما شاد گردان و ای خوانده تو را ولی ادرکنی/ بر تو ز نبی نص جلی ادرکنی/ دستم تهی و لطف تو بی پایان است/ یا حضرت مرتضی علی ادرکنی، به منظور مددجستن از مولای متقیان علی (ع) خوانده می‌شد.

در این شب‌ها چاووش‌خوانی می‌خواندند که تقریباً دو صدا یا گروهی بود به طوری که یک نفر چاووش‌خوان بود و بقیه به صورت گروهی او را با خواندن اشعاری همراهی می‌کردند به عنوان مثال چاووش‌خوان می‌خواند: اگر خسته جانی بگو یا علی یا علی و گروه در جواب می‌گفتند: یا علی یا علی و در ادامه چاووشی خوان اشعاری مانند اگر ناتوانی بگو یا علی یا علی، مترس از بلا و بگو یا علی، اگر بینوایی بگو یا علی، اگر نیمه‌جانی بگو یا علی و گروه در پایان هر مصراع جواب می‌دادند:‌ یا علی یا علی.

یکی دیگر از مراسم‌ها خواندن روضه قنبر است و این مراسم از شب نوزدهم تا بیست و هفتم ماه مبارک رمضان اجرا می‌شد و اکنون هم کم‌وبیش در محلات شهر یزد برگزار می‌شود، به عبارتی؛ روضه قنبر نماد ضربت خوردن حضرت علی (ع) است که به‌صورت نمادین توسط زن‌ها در منازل خوانده می‌شود و هیچ مرد یا کودک پسری نباید در این مراسم حضور داشته باشد.

یک نفر که نقش قنبر را بازی می‌کرد، کلاه مخصوصی به شکل درویشان بر سر می‌گذاشت و لباس سفیدی که نماد دوستی و پیروی کردن از امام علی (ع) است می‌پوشید و با خواندن اشعاری در سوگ حضرت علی‌(ع) وارد مجلس می‌شد و مردم شروع به گریه کردن می‌کردند.

یک نفر هم نقش حضرت زینب (س) را بازی می‌کرد و لباس بلند سفید و یا گاهی سیاه بر تن می‌کرد، نفر دیگر نقش ام کلثوم دختر حضرت علی (ع)‌ و یک نفر نقش نعمان جراح طبیب آن حضرت را ایفا می‌کردند و هرکدام با خواندن اشعاری وارد مجلس می‌شدند و نمایش گونه‌ای از چگونگی به شهادت رسیدن آن حضرت را نشان می‌دادند.

سعی می‌شد در این شب‌ها به نیازمندان، فقرا و ایتام افطاری ساده با نان و پنیر و خرما داده شود و همچنین بعضی از افراد آجیل مشکل‌گشا تهیه کرده و داستان خاصی بر آن خوانده می‌شد و آن را با روش‌های خاصی پاک می‌کردند؛ به طوری که آجیل را در سینی‌های بزرگی ریخته و با سلام‌وصلوات توسط زنان مؤمنه تمیز می‌شد و زوائد آن را در آب روان می‌ریختند و آجیل را میان مردم بین دو نماز پخش می‌کردند و مردم هم با گرفتن آجیل صلوات می‌فرستادند.

در این شب‌ها غذاهای خاصی پخته می‌شد به عنوان مثال در محله خبرآباد یزد در این سه شب غذاهای گوشتی مانند کیمه که مخلوطی از گوشت و سیب‌زمینی پخته بود را بین مردم توزیع می‌کردند.

در شهرستان تفت در شب بیست و هفتم در حسینیه "شاه ولی" مراسم نخل گردانی برگزار می‌شد و روز 21 ماه مبارک رمضان در حسینیه مهریز مراسم تعزیه‌خوانی انجام می‌شد و اکنون نیز این مراسم برگزار می‌شود به طوری که یک نفر به صورت نمادین نقش ابن ملجم را بازی می‌کرد و در ادامه مراسم، مردم تابوت نمادین حضرت علی (ع) را از حسینیه به طرف امام‌زاده مهریز همراه با سینه‌زنی و احتمالاً نخل‌برداری حرکت داده و ابن ملجم را به مجازات می‌رسانند.

آداب و رسوم مردم استان مرکزی در شب‌های قدر

در روزهاى تیغ یا ایام شهادت حضرت على (علیه‏السلام) که مصادف با روزهاى نوزدهم، بیستم و بیست‌ویکم ماه مبارک رمضان است مردم استان مرکزى مانند مردم سایر نقاط ایران در حزن و اندوه فرو مى‏روند و همه‌جا یکپارچه سیاه‌پوش مى‏شود.
کسب‌وکار و بازار یکسره تعطیل، تعزیه، عزادارى، سینه‌زنى و نوحه‌خوانى بر پا مى‏شود. این ایام که با شب‌های قدر مصادف است مردم سرتاسر استان شب هنگام تا سحر به دعا و نیایش پروردگار مشغول مى‏شوند. مردم با جمع‌شدن در مساجد و تکایا و به‌خصوص مصلاى شهر به نوحه‌خوانى و سینه‌زنى پرداخته و در سوگ امام خود اشک مى‏ریزند.
در مساجد و تکایا علماى روحانى و در مصلاى منطقه، امام‌جمعه یا عالمان برجسته شهر به وعظ مردم مى‏پردازند. در طول ایام شهادت حضرت على ‌(علیه‏السلام) هر روزه دسته‏جات نوحه‏خوانى و سینه‏زنى در شهرها و روستاهاى استان برقرار است.

لازم به ذکر است که دعاى جوشن‌کبیر و بر سر گرفتن قرآن در شب‌هاى قدر از مهم‌ترین و رایج‏ترین اعمال است. مردم معتقدند که تقدیر و سرنوشت انسان در
شب قدر معلوم مى‏شود، بنابراین تا سحر به عبادت، خواندن قرآن، نمازهاى قضا، مستحبى و... مى‏پردازند.

آداب و رسوم مردم شهرستان میناب در شب‌های قدر

در شهرستان میناب به ویژه روستای کریان در 19، 20 و 21 رمضان مراسم تعزیه‌خوانی باشکوهی برگزار می‌شود، این تعزیه مربوط به چگونگی به شهادت رسیدن امام علی (علیه‌السلام) توسط ابن ملجم مرادی و گروه خوارج است، برای شروع تعزیه و تجمع افراد، نوازندگان محلی، موسیقی عزا به‌وسیله دهل و ساز می‌نوازند.

تابوت‌هایی را از قبل آماده کرده و به محل اجرای تعزیه می‌آورند (هر زیارتگاه معمولاً یک تابوت دارد)؛ تعداد تابوت‌ها 10 عدد است که به ترتیب کنار یکدیگر قرار می‌گیرند؛ این تابوت‌ها عبارت‌اند از: تابوت امام علی (علیه‌السلام) 2 عدد، تابوت حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها)، امام حسن (علیه‌السلام)، امام حسین (علیه‌السلام)، زین‌العابدین (علیه‌السلام)، امام محمدباقر (علیه‌السلام)، امام رضا (علیه‌السلام) شاه عبدالکریم و میرعمر. به دلیل وجود 2 زیارتگاه از حضرت علی (علیه‌السلام) در شهرستان میناب، در این روز 2 تابوت از آن حضرت وجود دارد.

 

به جز تابوت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، بقیه تابوت‌ها هر کدام یک علم دارند، با تجمع افراد و حضور تابوت‌ها و علم ها، مراسم تعزیه‌خوانی آغاز می‌شود؛ در پایان مراسم پارچه‌های رنگی را از علم ها بازکرده و پارچه سیاه به آن‌ها می‌پوشانند.

در شهرستان میناب، یک‌شب قبل از شهادت امام علی (علیه‌السلام)، خانواده‌هایی که نذر دارند، خمیر آماده کرده و نان می‌پزند؛ افراد مریض از این نان می‌خورند و در صورت شفا یافتن، سال آینده وسایل انجام این مراسم را تدارک می‌بینند.

آداب و رسوم اهالی قشم در شب‌های قدر

در نوزدهم ماه رمضان مراسم «علم شمشیری» که از قدمتی 900 ساله برخوردار است در این جزیره برگزار می‌شود؛ در این مراسم شیعیان جزیره قشم علم شمشیری را با پای پیاده از شهر قشم به روستای حمیری می‌برند و تا قبل از اذان مغرب به شهر برمی‌گردانند.

قشمی‌ها معتقدند که علم شمشیری از نجف اشرف به جزیره آمده و یک نمونه از آن نیز در حرم امام علی (علیه‌السلام) موجود است؛ بر روی تکه فلزی و چوبی این علم نوشته‌هایی به خط کوفی است، مسجد علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) شهر قشم محل استقرار این علم است.

آداب و رسوم اهالی شیعیان استان هرمزگان در شب‌های قدر

شیعیان استان هرمزگان شب شهادت حضرت علی (علیه‌السلام)، همانند ماه محرم، دیوارهای مساجد و حسینیه‌ها و امامزادگان را سیاه‌پوش می‌کنند و برای عزاداری در این اماکن جمع شده و به روضه‌خوانی و سینه‌زنی می‌پردازند.

علم بندی‌ها در نقاط مختلف استان در بین شیعیان همانند مراسم ماه محرم انجام می‌شود و عزاداری در سوگ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به مدت سه شبانه‌روز ادامه می‌یابد.

آداب و رسوم مردم ساوه در شب‌های قدر

حضور پررنگ در نمازهای جماعت، شب‌زنده‌داری در لیالی قدر و شرکت در محافل انس با قرآن کریم از دیگر سنت‌های پسندیده‌ای است که مردم ساوه به آن پایبندند.

آداب و رسوم اهالی کاشمر در شب‌های قدر

در ایام ماه رمضان به ویژه در روزهای 19، 21 و 23 این ماه مراسم تعزیه‌خوانی به نام شبیه‌خوانی دایر است، مردم این شب‌ها را تا سحر احیا می‌دارند و به قرائت قرآن و نماز و دعای جوشن کبیر می‌پردازند و اغلب مقید به افطاری‌ دادن در این شب‌ها هستند.

در بین مردم این دیار در گذشته‌ها مرسوم بود که پس از صرف سحری روز بیست و یکم ماه رمضان روزه‌داران پای پیاده به زیارت امامزاده سید مرتضی، برادر امام رضا (ع) که در کاشمر مدفون است می‌رفتند.

شب بیست و هفتم ماه رمضان در بین کاشمری‌ها به شب قتل ابن ملجم معروف است بنابراین مردم این دیار این شب را عید می‌دانند و با حنا بستن به سر و دست خود و شیرینی توزیع کردن از بین رفتن قاتل مولایشان را جشن می‌گیرند.

از جمله رسم‌های مردم این دیار پختن آش توسط زنان و توزیع بین خویشان و اقوام و همسایه‌ها در ساعاتی قبل از افطار است.

آداب و رسوم مردم بلوچستان در شب‌های قدر

در شب‌های قدر زنان بلوچ به صورت گروهی در خانه‌ها و مردان در مساجد به عبادت و تلاوت قرآن می‌پردازند، مردان خانواده سعی می‌کنند فرزندانشان را همراه خود به مساجد ببرند تا از سخنان مولوی که پیرامون فضیلت این ماه مبارک و احیاء و زنده داری شب‌های لیله‌القدر است بهره گیرند.

آداب و رسوم شب‌های قدر در بین تشیع و اهل سنت

تشیع؛ شب‌های 19، 21 و 23 ماه مبارک رمضان را لیالی قدر می‌نامند، اما اهل سنت علاوه بر این سه شب، شب‌های 25، 27 و 29 این ماه را شب‌های قدر می‌دانند.

در این شب‌ها، شیعیان تا سحر بیدار می‌مانند و دعای جوشن کبیر، جوشن صغیر، نماز شب قدر خوانده و قرآن بر سر می‌گیرند؛ همچنین در این شب‌ها در سوگ امام علی (علیه‌السلام) مرثیه‌سرایی می‌کنند.

اما اهل سنت فقط قرآن می‌خوانند و نماز قیام الیل را در این شب‌ها برگزار می‌کنند؛ اهل تسنن در بندرکنگ مراسمی به نام «خیر شب قدر» دارند، در این شب تا صبح مردم بیدار می‌مانند و به عبادت مشغول می‌شوند.

مردم با توجه به توان مالی خود، نان، زولبیا و پول به همسایگان به ویژه فقرا می‌دهند و قدری نیز به ملاها و امام مسجد محل می‌دهند تا برای اموات آن‌ها دعا کرده و فاتحه بخواند.